در شهر چه خبر؟
دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸
مش رجب - انتخابات - میرحسین ! ... نظرات() 

مش رجب - انتخابات -  میرحسین !

  • مش رجب از شهرستان آمده بود برای عمل تومور مغزی خانمش.
  • روز اول از ترمینال مستقیم به مطب دکترش نزدیک میدان فاطمی رفته بود. یکشنبه 24 خرداد!
  • شب که آمد خانه ما حسابی شوکه بود سرش را هم باند پیچی کرده بود.
  • با ناراحتی تعریف می کرد:
    • نزدیک میدان که رسیدم چند تا آدم غول پیکر حمله کردند به سرباز نیروی انتظامی که راه را بسته بود و خودش را با سپرش بلند کردند پرت کردند آنطرف
    • از موانع رد شدند و پیشروی کردند که نیرو های بسیج رسیدند و جنگ مغلوبه شد.
    • حمله کننده ها عقب نشینی کردند اما از دور سنگفرشهای تازه پیاده رو را از جا می کندند و به سمت بسیج پرت می کردند
  • وسط این معرکه مش رجب که می خواست از خیابان رد شود سنگی به سرش خورده بود و کشیده بودنش کنار – اورژانس – پانسمان و حالا منزل ما بود
  • چند روز بعد بالاخره ویزیتهای خانمش تمام شد – وقت عمل گرفت – عمل هم بسلامتی چهار شنبه 27 خرداد انجام شد.
  • خانمش خیلی درد داشت و خودش هم با زخم روی سرش یکی دو شب همراه بیمار بود. توی این مشکلات طرفدارهای میرحسین هم شبها که موقع استراحتش بود ساعت 10 شروع به الله اکبر می کردند. هم خانمش و هم خودش حسابی کلافه شده بودند.
  • یکی دوبار به آنها گفته بود چه خبرتانه ساکت باشید این موقع شب.
  • آنها هم بخیال اینکه مش رجب طرفدار احمدی نژاده سوژه پیدا کرده بودند و بدتر زیر پنجره اتاق مش رجب جمع میشدند و میر حسین یا حسین راه انداخته بودند
  • تا مش رجب میرفت بیرون فرار می کردند و هو!
  • .......................
  • از اینجا بود که مش رجب نقشه انتقام کشید: میگفت میدونم با اینا چکار کنم.
  • ......................
  • منزل ما که آمد شب اول ساعت 10 رفت بیرون و توی محل گشتی زد و اونایی که حالا دیگه از توی خیابونا روی پشت بام ها چراغ خاموش الله اکبر موسوی ... می گفتند را شناسایی کرده بود.
  • ............
  • حالا شبها ساعت رو کوک می کنه 2و نیم بامداد. مثل آدمی که نذر داره میره زیر پنجره اونایی که شناسایی کرده و با صدای نخراشیده اش همینطور یک نفس داد می زنه میرحسین یا حسین
  • طرفدارهای میر حسینم عاصی شدند. تا بیدار می شند و میان بیرون مش رجب غیبش زده رفته خونه بعدی ........تا میر حسین دیگر یک یا حسین دیگر! ........
  • دیگر هر چه ایشان را نصیحت هم می کنیم دست از این کار بر نمیدارد. خیلی شاکیه یعنی دیگه قاطیه
  • امشب وقتی شنید اخبار می گه پرز و باراک و سارکوزی،  بروان، اوباما و مرکل هم طرفداری کردن آنقدر ناراحت بود که فکر کنم اونا روهم  گذاشت توی لیست سیاه.
  • بنظرم اگه پاش به تل آویو، واشنگتن، لوس آنجلس یا لندن و پاریس و برلن هم برسه نصف شب در خونه آقایونم الله اکبر و یا حسین میر حسین بگه!!!
  • ...............
  • خدا انشاالله همه را شفای عاجل بده. والسلام. شب خوش
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸
انتخابات دهم و عشق خدمتگذاری ... نظرات() 
  • دنیا از کار ما حیران است که چقدر عشق و انگیزه خدمتگذاری به مردم در ما لبریز است
  • انتخابات دهم و حوادث بعد از آن گویای لبریزی عشق و حتی لب سوزی آنست
  • آقایان تشنه خدمت به ملت با قدرت همدیگر را کنار می زنند و هر یک خود را لایق خدمت بهتر و بیشتر به ملت میدانند.
  •  حتی اگر این تشنگی خدمت به نابودی ملت منجر شود هم کوتاه نمی آیند
  • بگذریم از آنها که در خانه نشسته و قهر کرده اند که چرا ملت نمیگذارد به آنها خدمت کنند و می گویند اگر دستم به این ملت برسد.
  • آنقدر این شور و شعف زیاد است که خارجی ها هم سر ذوق آمده اند که به ما کمک کنند
  • اصلا این 5 یا 6 + 1 همه به کلاسشان بر خورده که چرا آنها این گوی خدمت به ملت ایران را نربایند. از این رو سریعا تصمیم گرفتند بطور همه جانبه در این خدمتگذاری سهمی داشته باشند.
  • خدا پدر شاغلام را بیامرزد که می گفت ما اگر نخواهیم کسی به ما خدمت کند چه کسی را باید ببینیم یا در کدام سازمان بین المللی اعلام کنیم.
  • نمیدانیم مواظب خدمتگذاران در صحنه باشیم یا بیرون صحنه
  • خواهش می کنم یکی جلو این خدمتگذاران را بگیرد مردیم از خوشی
شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸
قای میر حسین موسوی، چرا؟ ... نظرات() 
  • آقای میر حسین موسوی، چرا؟
  • آقای موسوی لطفا برای آنها که به شما رای دادند ارزش قائل شوید.
  • بجای اینکه بعد از انتخابات هرروز آنها را به تجمع دعوت کنید و خود را تبرئه کنید فکر کنید و واقعیات را بپذیرید.
  • واقعیات اینست که اگر درست عمل کرده بودید امروز با آرای بالا و کافی رئیس جمهور بودید
  • آنوقت دیگر احتیاج نداشتید مانند بازیهای با عربستان اینقدر داور را مقصر جلوه دهید و هواداران را گول بزنید.
  • حقیقت اینست که شما خود را گرم نکرده داخل تشک رفتید و ضربه فنی شدید.
  • آقای احمدی نژاد مشغله ریاست جمهودی را داشت و فراغت شما را نداشت.
  • ایشان نقاط ضعفی داشت که مشخص بود و نقاط قوتی.
  • شما میتوانستید ضمن اذعان به نقاط مثبت ایشان خیلی منطقی از نقاط ضعف ایشان استفاده کنید.
  • بجای اینکه فقط بطور سطحی و ژورنالیستی ایشان را دروغگو بنامید از شما انتظار می رفت با ادب و متانت مثل یک رئیس جمهور واقعی رفتار کنید
  • شما از روی سادگی خواستید با روش آقای احمدی نژاد با وی بازی کنید اما فکر نکردید مردم چهار سال است به اخلاق ایشان آشنایی پیدا کرده اند. غیر از حرفها به کارهایی که کرده و میکند هم توجه دارند. همان سفرهای استانی که شما به آن خرده می گرفتید و آقای رضائی هم با همه ادعایشان فرمودند برای افتتاح یک جوب خیابان هم ایشان می رود. اما نمی دانستید و خبر نگرفته بودید که نظر مردم این نیست. توجه و احترامی که ایشان به همه نقاط کشور کرد وشناختی که از نزدیک از آنها داشت با این تمسخرها بدتر و بضرر شما تمام می شود.
  • مردم خاطره ادب و متانت شما را داشتند و اینطور صریح و بی مدرک متقن دروغگو خطاب کردن از شان خود شما می کاست که توجه نداشتید
  • شما نیاز به رای کافی داشتید وبالاخره گروهی به هر دلیل آقای احمدی نژاد را دوست داشتند. شما برای بدست آوردن رای آنها با تمسخر وی و گفتن واضح دروغگو خود را از رای آنها محروم کردید.
  • اصلا بفرمائید روش و برنامه شما برای بدست آوردن آرای هواداران احمدی نژاد چه بود؟
  • روش آقای احمدی نژاد این بود که شما را بدون برنامه، نماینده و مدیون اشخاص دیگر و نداشتن مدیریت و اشراف لازم برای ریاست جمهوری نشان دهد که موفق شد.
  • می گوئید آقای احمدی نژاد هم نام اشخاصی را به شکل نامناسبی آورد
  • برگردید ببینید احمدی نژاد به چه کسانی گفت و چگونه گفت. اصلا به شما چه گفت. گفت شما کسی نیستید و آقای هاشمی و غیره حمایتتان میکنند و دیگران برایتان پول خرج می کنند و شما جوابی نداشتید. مانده بودید چه باید پاسخ بدهید. این پاسخها احتیاج به تفکر قبلی داشت که نکرده بودید.
  • عکس خانمتان را نشان داد و ایراد به مدرکش گرفت. اول فقط ساکت ماندید بعد هم نتوانستید جواب آن که بسیار ساده بود بدهید و اهمیت این موضوع را در برابر مسائل کلان دیگر برای بینندگان روشن کنید. بعد از آن هم مسئله را دیگران و شما خواستند ناموسی جلوه بدهند و اینطور مسئله را حل کنید. توجه نکردید شاید مهمتر از چگونگی مدرک گرفتن خانمتان شاید برای مردم چگونگی واکنش شما و مدیریت شما بر مناظره مهم است.
  •  
  • آقای  میر حسین موسوی شما می توانستید با تامل، تفکر، شناخت و برنامه ریزی از این فرصت طلایی استفاده کنید و رای های بسیار بیشتری جمع کنید و قاطعانه رئیس جمهور ما باشید.
  • اما متاسفانه کم گذاشتید و بیشتر به انگیزش احساسات پرداختید.
  • اختیارتان را بیشتر به کسانی دادید که دنبال تسویه حسابهای شخصی بودند. خیلی از مردم هم نسبت به آنها و خوی و خلق و زندگیشان حرف و حدیث داشتند.
  • ایکاش آنالیزور های بیطرف و صادقی را استخدام می کردید. حتی خارجی
  • امروز حتی در دهات دور افتاده هم اگر احساساتشان با یک فیلم یا سخنرانی تحریک شود اما موقع رای دادن حواسشان جمع است. کاندیداها را سبک وسنگین می کند و برنامه هایشان را توجه دارند
  • موج سبز راه انداختید و احمدی نژادیها اوائل ساکت و بعد هم بسیار کمتر از شما تظاهر کردند.
  • خیال کردید آنهایی که سبز نمیبندند دیگر وجود ندارند. هوادارانتان را پر کردید از ادعا و غرور که ما برنده ایم. و حال که باخته اید بجای پذیرش خردمندانه شکست و حفظ و تقدیر از 13 میلیون هوادار برای پوشش نقاط ضعف خودتان هر روز آنها را دعوت به راه پیمائی می کنید و در مقابل نیروی انتظامی و مردمی که به شما رای نداده اند قرار می دهید.
  • شما متوجه نشدید که این کارها قبلا هم شده و جواب نداده. حتی تحصن از سوی نمایندگان مجلسهای قبل. حالا که کارهای شما باعث خونریزی و کشتار هم شده است. می توانید خیلی راحت و با زیرکی  (اما بی مسولیتی) آنرا بطور غیر مستقیم گردن نیروی انتظامی، بسیج یا هر گروه دیگری بیندازید و مظلوم نمایی کنید. شاید بعضی از هوادارانتان که داغند فعلا بپذیرند اما بس کنید و اشتباه را تمام کنید.
  • دلتان را خوش کرده اید که هنوز شعار بدهید. چهار تا ایرانی در لوس آنجلس شما را حمایت و در واقع آلوده کنند.
  • نمی بینید حتی اوباما امروز با احتیاط موضع می گیرد. سعی می کند خود را بیطرف نشان دهد.
  • لطفا واقع گرا باشید و بفکر آینده. نمیخواهیم حماسه ای نیم بند آنهم با خرج مردم هوادارتان درست کنید و خاموش شوید.
  • خودتان را جای مردم بگذارید از ابتدای انقلاب این اولین باری است که شما در این انتخابات خبر از  تقلبهای بالای 10 -15 و 20 میلیونی می دهید. یک لحظه فکر نکردید این مردم چطور باید این موضوع را بپذیرند. عقل ندارند.
  • خیلی زیبا و معقول دم از قانون زدید ولی از شب شنبه به بعد بجای ارائه مدرک فقط به تبلیغات با مضمون تقلب روی آوردید.
  • مردم نمیخواهند کسی بیاید موج 2 روزه را بیندازد که شما را به جام جهانی میبرم و بعد هم بگوید یا داوری درست نبود و یا شانس نداشتیم. اگر با مردم صادق باشید دوستتان خواهند داشت و از شما قبول خواهند کرد. هنوز فرصتهای بعدی داریم. بجای شلوغ بازی و از جان ومال هواداران مایه گذاشتن کمی متین باشید و حداقل برای دوره های بعد همین 13 میلیون را حفظ کنید و آنرا افزایش دهید.
  • قبول کنید شما کم گذاشتید، کم فکر کردید یا درست فکر نکردید و از این فرصت طلائی استفاده نبردید و امروز هوادارن از شما طلبکارند. اما صداقت جواب این طلبکاری است نه اینکه آنها را روانه خیابان کنید و یا هر شب برای بوق زدن و الله اکبر و یا حسین میر حسین بفرستید.
  • می بخشید شاید ناراحت شوید اما اینکارها فقط شما را بی منطق تر و ساده لوح تر جلوه خواهد داد
  • .....
  • بقیه حرفهایم باشد برای بعد.....
  • من آنچه شرط بلاغ دانستم گفتم – صلاح مصلحت خویش خسروان دانند
  • اگر هم فکر می کنید این راه را تا ته خط به همین سیاق ادامه دهید بفرمائید

 

 

جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸
پرستار استاندارد ... نظرات() 

این داستان پرستار استاندارد در اتاق شماره 10

s     از آسانسور که بیرون میآیی می پیچی دست راست. از در شیشه ای داخل می شوی و حالا دست چپت استیشن یا ایستگاه پرستاری بخش است. دست راستت یک راهروی طولانی بعرض 2 متر.

s     اتاقهای بخش، سمت راست قرار دارند  تا آخر راهرو

s      بخش زنان و زایمان است . یکی از بستگان نزدیکم عمل داشته و سر صبح بهاری دیدنش می روم. گفته اند در اتاق شماره 10 بستری است.

s     ....

s     خانم مریضی زیر بغلش را گرفته اند از مقابلم می آید به سمت استیشن می رود. پشت سرم پرستاری در  سینی چرخدار داروها و لوازم دیگر را برای بیماران می آورد. اینجا هم ترافیک نسبتا سنگین ولی در حال حرکتی گزارش می شود.

s     من شماره اتاقها را نگاه می کنم از استیشن دور میشوم و به سمت انتهای راهرو می روم.

s     دارم نا امید می شوم که پیدا میکنم: آخرین اتاق و در انتهای راهرو است. انتهای راهرو هم بسته است. یعنی برای خروج همین مسیر را باید تا آسانسور برگردم. 40 پنجاه متری می شود. چیزی که من توجهی ندارم.

s     .... وارد اتاق می شوم.

s     سلام و حال و احوال. راضی به زحمت نبودم که بیایی و من: روبوسی و چند تا آبمیوه و کمپوت را روی میز بیمار می گذارم.

s     اتاق بزرگی است و سه تا مریض در آن هستند و هریک هم یک همراه یا مهمان که چند دقیقه ای فرصت ملاقات دارند. وقت اصلی ملاقات بعد اظهر است. اتاقش نسبتا بزرگ است.

s     بیماری را تازه از اتاق عمل آورده اند. بهوش آمده است. پرستار به شوهرش سفارش می کند  ظاهرا مشکل خاصی دارد و می گوید اگر اتفاقی افتاد بلافاصله خبر دهد. و می رود. سرم به دست بیمار وصل است.

s     دو سه دقیقه نگذشته حال بیمار بد شده است. ظاهرا درد هم دارد. شوهرش دستپاچه شده تا می آید به خودش بیاید زن فریادی می کشد و بخود می پیچد طوری که نصف بدنش از تخت آویزان است که مرد می گیردش بین زمین و آسمان. در همین حال فریادی می کشد: پرستار...!!! من زنگ احضار پرستار را میزنم و بلافاصله از اتاق بیرون می آیم و از ته راهرو پرستاران را صدا می زنم.

s     از دور پرستاری را می بینم که با شتاب بسمت ما می دود. دوباره داخل اتاق می شوم. نمی دانم چه کمکی می توانم بکنم.

s     زن بیمار همینطور بین زمین و تخت آویزان و حالت نیمه تشنج دارد. مرد با کمک همراه بیمار دیگر سعی دارد دوباره او را روی تخت بگذارد.

s     بالاخره پرستاروارد اتاق می شود. حسابی دویده است و هول کرده. مرد لحظه ای خیالش راحت می شود. پرستار جوان، چاق و خوش تیپ نزدیک بیمار می شود تا کمک کند.اما از استیشن تا اینجا آنقدر تند دویده است که خودش نفسش بند آمده و تعادل ندارد. سرگیجه گرفته دمپایی اش از پایش درآمده میخواهد بخورد زمین. یکی می دود به او کمک کند.

s     مرد دیگر تحملش طاق شده و توی این شلوغی و در اوج ناراحتی و خیلی رک سر پرستارداد می کشد: کی تو را با این هیکل استخدام کرده؟!!! این چه هیکلی است برای پرستاری!!!؟

s     یک لحظه تعجب می کنم: این چه موقع گیر دادن به چاقی این خانم است. اصلا شاید اگر در موقعیت دیگری بود خانم پرستار جوابش را میداد که به تو چه مربوط . اما در این صحنه همه با مرد موافقندو شاید خود پرستار هم که حرفی برای گفتن ندارد. مرد درست می گوید.

s     خانم پرستار سیمای مهربانی دارد. چاقی اش هم در نگاه اول زیباترش می کند ولی شاید بهتر بود در موقع استخدام پیشبینی این لحظه حساس می شد و تست تکمیلی دو سرعت  50 مترسریع هم از ایشان می گرفتند.

s      

s     حتی اگر راهروی طولانی بخش هم استاندارد و کوتاه تر بود بنظرم این تست برای پرستاران لازم است!

s     .........................

s     میگویند: خردمندان از رویدادهای کوچک درسهای بزرگ می گیرند.

o       نمیدانم آنها که از رویدادهای بزرگ درسهای کوچکی هم نمیگیرند را چه بنامم

o        

o       صبح جمعه 29 خرداد ..... داستان بعدی "رضا موتوری"

 

 

چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
آرامش در شهر با سه سوت ... نظرات() 

آرامش در شهر با سه سوت

  • تداوم این وضعیت مسخره و خسته کننده شده است.
  • این همه آدم اگر نگوئیم از ساعت کار خود می زنند حداقل ساعت استراحت و اوقات فراغت خود را به خیابان گردی و تجمع های بیهوده میگذرانند
  • در این میان آنان که از آشوب سود می برند نیز از فرصت استفاده می کنند
  •  
  • ما از آمریکا و غرب طلبکاریم که چندین سال با متوقف کردن فعالیت هسته ای صلح آمیز ما باید برای خسارات وارده وعقب ماندن کشور و جوانان ما از پیشرفت و تکنولوژی غرامت بپردازد.
  • حال چه کسی باید غرامت این خسارات چند روز اخیر بعد از روز انتخابات را بدهد.
  • چه کسی مسول این خسارات مادی، جانی و روانی به مردم است؟
  •  
  • آیا مشکلات مملکت تمام شده است و خوشی زیر دلمان زده؟ گرانی، بیکاری، اقتصاد همه چیز روبراه است.
  • آیا جوانان بجای تلاش برای ادامه سازندگی ایران باید خیابانگردی کنند؟ چرا چون آقای X  یا  Yرئیس جمهور نشده است...
  •  
  • چه کسی باید جلو این مضحکه را بگیرد.
  •  
  • آیا آقای X  همه مشکلات را حل می کند
  • آقایان لطفا خود خواهی را کنار بگذارید. آقای Z ، Y ،X ، W
  •  
  • بنظرم اصلی ترین و در عین حال آسان ترین و سریعترین راه سردمداران این هیاهو هستند.
  • اگر همین امشب هر 4 کاندیدا در تلویزیون ظاهر شوند و به مردم بگویند ما با هم دعوا و پدر کشتگی نداریم. اگر اختلافی هست با یکدیگر و با قانون آنرا حل می کنیم.
  • وبگویند هیچ تجمعی خواست ما نیست چون مشتی اراذل و اوباش بهر حال سوء استفاده می کنند  و نتیجه اش خون بیگناهان است که بزمین ریخته می شود و خسارات مادی و جو نا امنی برای زن و بچه مردم
  •  و البته قهقه امثال نتانیاهو و چنی و دنباله رو هاشان
  •  
  • اصلا بگویند خود هواداران جلوی هر کس که باعث اغتشاش، شلوغی و تجمع بیهوده و بیمعنی می شود را بگیرند.
  • ......
  • آقایانZ ، Y ،X ، W لطفا بازی را تمام کنید!
  • بازی را که با سه سوت آغاز کردید با یک سوت می توانید تمام کنید.
  • بس است دیگر! ملت کار و زندگی دارند!!!!
  • بجای این جنگ و دعوایی که به جان ملت انداخته اید با هم متحد و کاری برای مملکت انجام دهید

نگذارید بگوییم : "مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان!"..........................

دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸
بعد از انتخابات ... نظرات() 

ü      صحنه -1: غروب شنبه 23 خرداد 88

ü      مخازن زباله شهرداری در آتش می سوزند. ظاهرا مثل گوسفند و مرغ  می ماند: در عروسی و عزا حسابش را می رسند.

o       البته در این میان فروشنده مخازن به شهرداری شاید سود کند. اما پولش از جیب ملت میرود.

ü      چهار راه  شلوغ است و ماشینها بوق زنان در هم می پیچند.

ü      مامورین راهنمائی و رانندگی سر چهار راه را رها کرده و کنار خیابان دور هم جمع شده اند.

ü      مردم در صفهای  طویل و لابلای هم کنار خیابان منتظر وسیله نقلیه اند.

ü      من هم لابلای آنها می ایستم و منتظر می مانم.

ü      بعضیها را که می بینم انگار همینطوری ایستاده اند یا نشسته.  منتظر تاکسی نیستند.

o       حرفهایی که می شنوم حکایت از جو ملتهبی دارد.

o       ناخودآگاه حواسم را جمع می کنم که در اینجور دعوای سبز و قرمز مشکلی برای من پیش نیاید.

o       ظاهرا همه سبزند اما نمی شود اطمینان کرد. این سبز هایی که امروز می بینم با سبزهای دو سه روز پیش از زمین تا آسمان فرق دارند.  

o       نمیدانم چرا امروز عده ای به همه کار دارند می خواهند دیگران با آنها همدردی کنند.

o       کنجکاوی میکنند  نظر دیگران را بدانند وآنوقت اگر کمی هم حق را به آنان ندهی پرخاش می کنند

ü      آنقدر جمعیت زیاد است که هر ماشینی می آید بلافاصله پر می شود.

o       با یک محاسبه ساده فکر می کنم دست کم باید یک ساعت منتظر بمانم.

ü      اما این اولین بار نیست که اینطور مشکل تاکسی ژیدا کردن دارم

ü      بالاخره یک ماشین ون می رسد. خیلی راحت کرایه را گرانتر می گوید. ملت با هل و هول سوار می شوند و من هم

ü      حرف و حدیثها ادامه دارد:

o       دختر خانمی با عینک و مانتو شلوار مد روز:

§         24 میلیون مال موسوی است و 13 تا مال احمدی

o       مردی بین 30 تا 40 سال:

§         من از هر کس می پرسم می گوید به موسوی حالا این احمدی از کجا آمد

o       جوان دیگری:

§         اصلا اشتباه کردیم که رای دادیم

o       خانم با مانتویی معمولی در صندلی بغل راننده است:

§         درو غگویی چقدر.

§          موسوی زندانی شده

§         موتور های سربازها را آتش زدند

§         سرباز ها مثل اینکه خارجی بودند چون بهشان می گویم چرا جلوی مردم را می گیرید مگر شما ایرانی نیستید؟ میگویند نه!

ü      چون خسته برای استراحت به خانه می روم. کاملا مواظبم که در این جو ملتهب و احساسی درگیری بیخودی برای خودم درست نکنم.

ü      حتی از موسوی هم طرفداری نکنم. چون حس ششم می گوید اینها از موسوی هم عبور میکنند.

ü      تا آخر روز رای گیری از اینکه چقدر مردم با کلاسی داریم و چقدر دموکراسی و جامعه مدنی را رعایت می کنیم داشتم شاخ در می آوردم:

o       من هیچ نزاعی بین طرفدارهای مختلف ندیدم. خود نامزد ها بیشتر با هم مشاجره می کردند تا مردم.

o       مردم مثل اعضای یک خانواده همدیگر را مراعات می کردند.

o       فکر می کنم در دنیا بی نظیر بودیم.

ü      اما ظاهرا مردم را چشم زخم زدند:

o        درست روز بعد از انتخابات عده ای آرامش و امنیت مردم را بهم ریختند.

ü      واقعا اگر طرفدار موسوی هستند با این کارها آبروی او را هم می برند

ü      خب حالا دیگر بسلامت به مقصدم رسیده ام. پیاده می شوم. ون مسافر کش براهش ادامه می دهد.

ü      مرد راننده در حالیکه کرایه بیشتر را گرفته و آهنگ گل پری جون گذاشته به رانندگی ادامه می دهد. حالا دیگر غروب تمام شده و شب است.

ü      اتفاقا خانمی هم که بغل راننده نشسته بود همانجا پیاده می شود.

o       مانتویی بود اما پیاده که می شود چادری مشکی  را در می آورد و سرش می کند و با عجله راه می افتد. ظاهر و تیپش کاملا عوض شده است!

ü      توی پارک محل مرد جوان قوی هیکلی دوستش را نیز روی وزنه های ورزشی پارک گذاشته و همه را باهم بلند میکند.

ü      توی شلوغی پارک کسی به این کارش توجهی نمیکند.

ü       

ü      .....

o        

ü      صحنه-2: صبح یکشنبه 24 خرداد 88

ü      مسیرم را می گویم به تاکسی سمند زرد رنگی. می ایستد. صندلی جلو می نشینم. در حال راه افتادن است که مردی مسیرش را می گوید و با عجله سوار می شود.

ü      کاملا ننشسته است بی مقدمه و با هیجان میگوید:

o       آقا اینا خلند!

§         سنگر بسته اند....!

·         دیوانه اند ....!

§         می زنند همه جا را داغون می کنند.

§          

·        بابا 8 سال خاتمی بود خب 8 سال هم بگذارید این باشد...

·        ......

o       بر میگردم و کمی دقیقتر نگاهش می کنم:

§         تیپ جالبی دارد:

·         مردی بین 30 تا 40 سال

·         سرشار از ادوکلن

·        عینک آفتابی

·        صورت سرخ و سفید و لباسهای روشن، شیک و تمیز

o       لبخندی کامل می زنم. سعی می کنم آرامش بخش باشم و فکر می کنم بودم

o       و پیاده می شوم.

ü      ...........

ü      .........................

ü      صحنه-3: عصر 24 خرداد 88

ü      خسته از سرکار برمی گردم.

ü      اتفاقی برای چند لحظه مجبورم کنار دختر خانم 15/16 ساله ای ناشناس منتظر وسیله شوم.

ü      .....

ü      بدون مقدمه و تند می پرسد:

o       به کی رای دادی؟

ü      حسابی جا می خورم! من او خیلی با هم سنخیت نداریم که به این سرعت و سهولت  ارتباط کلامی بر قرار کند.

o       مانتوی بسیار تنگی پوشیده که بیشتر شبیه مایو شناست. کفشهای پاشنه بلند میخی و آرایش: نه خیلی غلیظ و زننده که تابلو باشد. دندانهایش را هم ارتودنسی کرده پر از سیم های نقره ای

o       اما نگاهش نیمه معصومانه و نیمه کودکانه است.

ü      همه اینها در کمتر از ثانیه ای توی مغزم ثبت می شود.

ü      می گویم: والله چه عرض کنم به همان که از همه کمتر رای آورد، کروبی

ü      می گوید: خب اگر به احمدی رای داده بودی الان می زدنت. (یک لحظه بنظرم میزسد میگوید می زدمت)

ü      یادم است الان وعده میتینگ احمدی نژاد در میدان ولی عصر است.

ü      هیجان زده است و ممکن است سکوتم عصبا نیش کند و کار دستم بدهد. لذا حالتش همراهی می کنم تا شاید فرجی شود

ü      میگویم: چرا احمدی ها را می زنند؟

ü      می گوید: چون 80 در صد آرا مال موسوی بوده!

ü      می گویم: درست شنیدم شما هم احمدی ها را می زنی؟

ü      می گوید: بله با چوب می زنم سرشان. الان نه.  شب می ریم بیرون.

ü      نمی توانم ساکت بمانم: می گویم نه حیف شماست که توی این دعواها بری. موسوی هم دوست نداره.

ü      گویی اصلا نمی شنود و در حال خودش است.

ü      ......... خوشبختانه در کنار هم بودن اجباری تمام می شود. یه جورایی برای من هم می توانست مایه درد سر باشد. از وی جدا می شوم. او خیلی مودبانه از من هم خداحافظی میکند. تعجب میکنم: از نحوه شروع و پایان ارتباط وی.

ü      و نگران می شوم با این روحیه هیجانی و سادگی بکری که داشت می تواند خدای نکرده گرفتار گرگهایی شود که براحتی با سوء استفاده ازاسم میر حسین و حمایت وی دنبال  مقاصد شری باشند.

ü      .................

ü      ..............................

ü      صحنه -4: یکشنبه شب 24 خرداد 88 – 10 تا 12

ü      مسیری را برای پیاده روی انتخاب میکنم. آرام و بی صدا در شهر.

ü      صداهای پراکنده الله اکبر و بوق ماشینها که گاهی اوج میگیرد.

o       عدهای  با ماشین بالا و پایین خیابان دور می زنند و بوق بوق می کنند.

o       بعضی ماشینها دخترا بعضی پسرا و بعضی هم با هم.

o       سر چها راه ها عده ای جوان دختر و پسر ایستاده اند و تماشا می کنند.

o       آرا از کنارشان می گذرم.

ü      به چهار راهی می رسم که شلوغتر است. نیروی انتظامی صف  کشیده با باتوم و سپر و کلاه.

ü      جوانها آنطرف خیابان تجمع کرده و سنگ می پرانند.

ü      نیروی انتظامی بسمت آنها می دود و آنها فرار میکنند.

ü      توی پارک هم عده ای جمعند.

ü      یه بنده خدایی هم که از قلیانش دل نمیکند تو این شلوغی یک دستش به قلیانست و حریصانه تماشا می کند در عین حال که آماده فرار است.

ü      سنگ بزرگی از بیخ گوشم رد می شود بسمت نیروی انتظامی.

ü      پسر خردسالی با خواهر بزرگترش ایستاده اند تماشا. مثل طوطی یاد می گیرد: خم می شود و سنگی بر می دارد و ضرب دست خود را امتحان می کند.

ü      نیروی انتظامی بطرف  دختر می آید. می گوید چرا ایستاده ای راهت را برو.

ü      دخترک من من می کند و می گوید اصلا دوست دارم وایسم مگر ایرادی دارد.

ü      نیروی انتظامی داغ می کند. می گوید ساعت 11 شب دختر خانه و زندگی نداری اینجا توی این شلوغی وایساده ای. با عصبانیت تشر می زند و نعره میکشد

ü      دخترک میفهمد اینجا جای دموکراسی بازی نیست.

ü      مخازن زباله شهرداری چپه شده توی خیابان و دود آتش آن همه جا را فرا گرفته.

ü      .........

ü      دور می شوم و برمی گردم خانه برای خواب. هنوز بوق های ممتد و پراکنده گاهی بگوش می رسد.

ü      هنوز دختر پسرهای جوانی با ماشین اینطرف و آنطرف می روند. هنوز موتور سوارانی دور خیابانها می چرخند.

ü      ........

ü      فکر می کنم آن کلاس افتخار آمیز ملت تا آخر روز انتخابات چه شد. کلاس و شخصیت اجتماعی ملت که همه دنیا بهت زده شدند و به آن غبطه می خوردند یا حسادت

ü      .......... ساعت یک بامداد است و خوابم نمی برد.

ü      در دوره خاتمی و ناطق نوری یادم است تبلیغات روی ناطق می چرخید. اما روز شنبه که آرا را می شمردند و مرحله به مرحله اعلام می کردند، هنوز شمارش آرا تمام نشده بود اما مشخص بود که ناطق باخته است. بلافاصله قبل از اتمام شمارش آرا پیمی فرستاد و پیشاپیش به خاتمی تبریک گفت.

ü      .... حالا ما را چه شده. چرا موسوی که خود در مجمع تشخیص مصلحت است و کانالهای خیلی بهتری برای اعتراض قانونی دارد ساکت شده و حداقل بخشی را که بجای اعتراض اغتشاش می کنند محکوم نمی کند. و دوستان پر نفوذش که هریک مقام و مسولیتی دارند. 13 میلیون رای کم نیست قدر آنرا بدانیم.. اینها آن 13 میلیون را هم خدشه دار می کنند. امروز که آمریکا هم وارد گود شد که باز هم برای سید میر حسین خوب نیست.

ü      ساعت نزدیک 2 بامداد است و هنوز گاهی عده ای بوق می زنند. مردم چه گناهی دارند.

ü      ..... صدای جوانی که از شبگردی آمده را می شنوم که به نگهبان محله می گوید از سعادت آباد میام آنجا 4 تا مامورها راتا سرحد مرگ زدند!

و نگهبان محله می گوید برو بابا هر شب میری باتوم می خوری از این حرفا می زنی.قهقهه

سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸
فضای انتخابات: ابرها در گذرند! ... نظرات() 

ß      ابرهای پنبه ای  آسمان را یکدست پوشانده اند. هوا ی بعد اظهر ملایم ودلنشین است. آرام در سایه و آفتاب قدم میزنم.

ß      اتوبوسی زرد رنگ پر از پسران و دختران جوان از کنارم میگذرد. دخترها در عقب و پسر ها در جلو نوارهای سبز را از پنجره بیرون آورده اند و تکان میدهند. انگار تازه کارند و کمی از کارشان مطمئن نیستند. باصدایی نه چندان بلند از موسوی حمایت می کنند.از دور همهمه و صدای جمعیت بگوش می رسد. همهمهُ انتخاباتی دیگر موزیک متن این روزهاست.

ß      در حال خودم سیروسفر میکنم و قدم میزنم. یکباره از روبرو صداهای فریادی بلندتر بگوش میرسد. از موزیک متن فراتر است. زنی با مردی در پیاده رو درگیر است. بیشتر از در گیری.  بزن بزن است. زن فریاد میزند و حمله میکند. روسریش پائین افتاده. لنگه کفش پاشنه بلند میخی اش را در میآورد و می کوبد به پیشانی مرد. مرد هم لگدی نثار وی میکند. روی پیشانی اش زخم بزرگ تازه ای  جوانه میزند. مردم جمع شده اند. زن ومرد. اما کسی پا جلو نمیگذارد. منتظرند ببینند صحنه بعدی چیست. به پاشنه ده سانتی لنگه کفش هم که نگاه میکنم هوس واسطه شدن را فراموش میکنم. حالا دیگر چون ابر از آنها گذشته ام و صدایشان دور شده است. سنی بیش از چهل و پنج دارند.  فکر میکنم خوشیشان را و جوانیشان را کرده اند.

ß       مردی با لباس ورزشی و دیگری با لباس معمولی مشغول ورزشند. راهپیمائی تند. آنها هم دعوا را دیده اند.  ورزششان را ادامه میدهند و در رابطه با سنگینی و شدت ضربه لنگه کفش به توافق میرسند. کمی جلوتر کاوشگر مخازن زباله شهرداری با حوصله وخونسردی کارش را میکند. ولی من هنوز فکر میکنم چرا دولت از نخبه ها استفاده نکرده تا پاشنه های کفش خانمها را از جنسی بسازند که انعطاف پذیر باشه و مثل ابر سبک. خدا رو خوش نمیاد این پاشنه های میخی و این پیشانی آقایان. بقول فردوسی پور چه میکنه این پاشنه ها!

ß      حالا دیگر سر چها راهم. اینجا امواج انتخاب شلوغتر است. سبزها  یک طرف و قرمزها در اطراف. ظاهرا پراکنده. ازبینشان رد میشوم. نگاهشان کنجکاو است و دنبال علامتی در من میگردند تا رنگ انتخاباتیم را تشخیص دهند. اما من فقط خوشحالی سبکی دارم و لبخند میزنم. طوری که خسته شان میکند و بکار خود برمیگردند. ماشینها هم در هم میلولند. پیامکی تازه رسیده را باز میکنم: احمدی نژاد بغض فرو خفته یک ملت! دختر و پسری تنگ هم چسبیده و متحد شده اند. با مچ بند های سبز از چهار راه عبور میکنند. تیپ و لباسشان مرا یاد فیلمهای هندی می اندازد. موسوی پشت تی شرت مرد لبخند میزند. دخترک خودش را بیشتر به مرد میچسباند و چراغ قرمز عابر پیاده را عبور میکنند. انگار از حالا تا روز انتخابات برای آنها روز والنتاین است. خدا پدر موسوی را بیامرزد. عکس بزرگ رضائی در نسیم تکان میخورد. انگشت بدهان در حال تفکر است.

ß      چون ابر سبک در راهم. میچپم عقب پرایدی. با بقیه سه نفرعقبیم. سربازی که جلو نشسته شکوه میکند. توی این شلوغی مسافرکش قبلی  صد تومان کرایه را بیشتر به او گفته و او سوار نشده. ناراحتی اش را حالا می گوید: آقا صد تومان ارزشی ندارد اما مهم اینه که پول زور دادن سخت است حتی یک ریال

ß      پراید مسافر کش نوار سبز بخودش آویزان دارد. یک دستش را با نوار سبزاز ماشین بیرون داده و با سرعت می رود. چند تا ویراژ که میده کمی هول ورم میدارد. این سرعت برای پراید پوست پیازی زیاد است. موتور سوار سبز پوشی هم به پراید که می رسه توی اون سرعت یه حال و ویراژی میده. میخواهم بگم بابا تورو جون موسوی اقلا احترام اونو نگهدار. اگه کسی فحش بده اونم بی نصیب نمیگذاره. احترام رنگ سبز رو داشته باش. به قیافه اش نگاه میکنم توی حال خودشه.  طوری که از گفتنم پشیمان میشم. فعلا شکیبائی ام سرریز نشده.

ß      بالاخره به مقصد میرسم. راننده خیلی مودب تعارف میکنه قابلی نداره. من تشکرو تعجب می کنم. کرایه رو میدم و پیاده میشم. توی محل در لابلای نسیم می خزم. کبابی محل عکس احمدی  رو  زده . تعویض روغنی و لوازم یدکی عکس کروبی. بچه های محل توی پارک مشغول فوتبالند. پارکبان هم چمن ها  رو خیس آب کرده تا جوونا و بزرگترا اونا رو لگدمال نکنن.

ß      سر بزنگاه ماشین احمدی نژاد به ماشین میر حسین میرسه. مثل فیلمای گانگستری می ایستند و لبخندی به هم میزنند. موسوی میگه: دلاور هسته ای بیا بشین خسته ای. احمدی لبخندی می زنه میگه: حیا کن این پارک رو  رها کن. سکوت و دلهره حکمفرماست. بالاخره دستشان را از پنجره بیرون میکنند. نه اسلحه نیست و شلیک هم نمیکنند. سی دی ها رد و بدل می شه. و بلافاصله دو تایی سی دی های هم دیگر رو مثل جناق میشکنند و صحنه رو ترک می کنن.

ß      در ابرها فکر میکنم کی میگه نرخ بیکاری بالاست. ظاهرا همه سرکارند. توی این دوران رکود، سرکاری رو به خارج هم صادر کرده ایم!

ß      ............ ........ ...... ....... .................و .. این داستان ....ادامه دارد..

ß       

پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸
روش احمدی نژاد در ایستادگی در مقابل قدرت و دفاع از حقوق شهروندی ... نظرات() 

 

·        ………………

·        هیچکس از رقبای احمدی نژاد از خدمات وی در این چهار سال تشکر نکرد. این بی انصافی است.

·        اما چقدر تشکر آنان برای احمدی نژاد مهم بود؟ آیا لازم بود بی انصافی به این شکل پاسخ داده شود؟

·         

·        درسی که  احمدی نژاد داد ایستادگی در مقابل قدرت بود.

·        اما اگر نفس عمل "ایستادگی در مقابل قدرت" ارزشمند باشد حال احمدی نژاد هم باید بپزیرد که اگر خود هم قدرتی شد در مقابل او بایستند.

·        کسی که شاید حرفهای درستی دارد اما در انتخاب روش خود قدرت گرایانه عمل میکند.

·        ....

·        آنچه احمدی نژاد گفت اینکه همه در مقابل قانون مساویند و اگر کسی خطایی کرده باید بدون در نطر گرفتن روابط، فشارهای سیاسی و جایگاه شخص خاطی  با وی برخورد متناسب و بر اساس قانون شود.

·        این نکته بسیار ارزشمند است و اساس یک حکومت بدون تبعیض

·        اما احمدی نژاد با همین اعتقاد باید بپذیرد که روش برخورد وی با قدرت نیز مورد نقد قرار گیرد و اگر مرتکب خطایی شده است متناسب با آن با وی برخورد شود.

·        به این نکته توجه کنیم که اگر اسم این اشخاص مورد اتهام توسط ایشان را شهروندی عادی به این شکل مطرح می کرد با وی چگونه رفتار میشد.

·        ایشان باید بذیرد در این مورد هم با شهر وند عادی تفاوتی ندارد مگر اینکه حرفهای ایشان ثابت شود و یا اینکه بپذیریم برخوردهایی که نهاد های مختلف با شهروندی عادی می نمایند صحیح نبوده است.

·        .........

·        در روش ایشان همین بس که تاکنون از رسانه ملی به این صراحت در هیچ گفتگوی خبری با مردم عادی حتی دانشجویان که میتوان بعضی حرفهای تندشان را به سن جوانی آنها ربط داد در مورد مقامات نامبرده صحبت نشده است.

·        ...................

·        اگر درسهای خوب و ارزشمندی میدهیم شایسته است خود نیز آماده باشیم چنین برخوردی با ما بشود.

·        این پذیرش ارزش درسهای ارزشمند ما را چندین برابر می کند.

·        ...................................

·        بی شک روش احمدی نژاد شوکی در مبارزات انتخاباتی بود که به همه ملت رسید و مردم خواه ناخواه مجبورند در مقابل آن عکس العمل نشان دهند چه موافق و چه مخالف.

·        و مردم این شوک یا سونامی انتخاباتی را بنفع مردم به پایان می برند اما معلوم نیست همه چیز بر وفق مراد کامل ایشان یا رقیبانشان باشد.

·        ......................

·        باید منتظر مناظره های بعدی بود

·        هنوز متاسفانه فرهنگ عذرخواهی و تشکر جا نیفتاده است.

·        هیچ یک از کاندیدا ها از حضور دیگران که حداقل باعث گرمی انتخابات شده است تشکر نکرد.

·        هیچ کدام رفتارهای خوب دولتهای گذشته و دولت احمدی نژاد را کمی شرح ندادند.

·        .....................

·        و دیده نشد کسی به اشتباهات خود اشاره کند و چنانچه نقطه ضعف کوچکی در نحوه برخورد داشته از آن صادقانه و صمیمانه عذر خواهی کند.

·        ..............................

·         

پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸
مناظره دوم انتخابات دهم: میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد ... نظرات() 

       داغ و سوزان

        اما باید آتش بد و خوب با هم بسوزاند؟

       آنهایی که در حاشیه احمدی نژاد را تحریک کردند وموسوی را سپر قرار دادند

       بعلاوه  دوستان و مشاوران احمدی نژاد که نتوانستند او را آرام کنند و سیاست و کیاست را بوی گوشزد کنند هردو آتشی افروختند که دودش به چشم خودشان خواهد رفت.

       هزینه هایی به کشور وارد کردند که باید پاسخگو باشند

       این دو گروهند که اختلاف را  به ملت تزریق می کنند.

        ملت آرامش همراه با عزت و توسعه می خواهد.

       احمدی نژاد کارهای خوب کم نداشت و رقیبانش هم

        مشکلاتی هم داشت و رقیبانش هم

        اما چرا این روش سوزان را انتخاب کرد؟  باید پاسخگو باشد.

        شاید خواست با ملت بی پرده باشد اما بی پرده بودن زیاد جایز نبود

همچنانکه آنان که وی را تحریک کردند، سیاه نمایی کردند و گفتند کشور در راه سقوط می رود و  آینده را تیره و تار نشان دادند باید پاسخگو باشند

اما فرصت طلبان و سوء استفاده کنندگان به حقوق ملت نباید فرصت یابند: آنها که نه دوست احمدی نژادند و نه دوست میر حسین موسوی

      

       ما با دنیا که حتی روابط خصوصی خانوادگی یکدیگر را افشا می کنند باید فرق داشته باشیم

        

       احمدی نژاد حاضر شد تا اسامی اشخاصی را ببرد که جایگاه و مقام حال و قبلی آنان در کشور بر کسی پوشیده نیست. حتی اگر اشخاص آنگونه که وی میگوید رفتار کرده باشند اما زیر سوال بردن جایگاه کشوری آنها خود نوعی ناپختگی می تواند باشد و بر فرض اینکه احمدی نژاد هم بر حق باشد خیلی سخت می توان این روش را مناسب دانست.

        

       قطعا نفرات سومی ملت دارد که راه درست را نشان خواهند داد

       ............. و امید در ملت زنده است.

        آنچه باید و نباید  را شنیدیم و دشمنان خوشحال نباشند چرا که مدیریت این دموکراسی نشانه بلوغ ملت ایران است

       .............................

       ایران از خلیج فارس تا خزر دوستت دارم .

       واز سیستان و بلوچستان تا آذر بایجان و از خراسان تا خوزستان دوستت دارم

       ایران سرافراز

       و 22 خرداد رای خواهم داد به آنکه ایران را بیشتر دوست دارد

       رای من برایم محفوظ است

       .............................

       مهدی یا محسن – محمود یا میر حسین

       ...................

        

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸
اولین مناظره انتخابات دهم: مهدی کروبی و محسن رضائی ... نظرات() 

ü      اولین مناظره برگزار شد. در اولین تجربه نسبتا موفق بود هرچند از بعضی جهات (مجری و شرکت کنندگان) نیاز به بهتر ظاهر شدن واجرا کردن دارند

ü      کروبی در پاسخ به اولین سوال در رابطه با برنامه اقتصادی وقتش را فقط به تشریح خصوصیات و ویژگیهای خودش اختصاص داد و به روابط خانوادگی با رضائی نیز اشاره کرد

ü      رضائی برنامه هایش را تشریح و سعی کرد تفاوت خود را با کروبی نشان دهد.

ü      کروبی پس از سخنان رضائی معمولا می گفت من هم همین را می گویم. من و ایشان با هم فرقی نداریم

ü      رضائی تاکید بر عبارت "انقلاب" اقتصادی داشت.

ü      کروبی می گفت تحول اقتصادی و 70 هزار تومان را مجددا ذکر کرد.

ü      رضائی که بعضی وقتها لبخند می زد و بعضی وقتها شاید از روش کروبی بهتش می زد در آخرین فرصت که کروبی مجالی نداشت گفت من گدا پروری نخواهم کرد و افراطی ها رادر دولتم نمیآورم

ü      یک نکته مثبت در رضائی توجه به زنان بود که البته طرحش برای اینکه خانه داری شغل محسوب شود میتواند مردان را نیز به خانه داری ترغیب کند.

ü      نکته مثبت در کروبی اینکه در تلویزیون خیلی آرام ظاهر میشود و خود را مطمئن نشان میدهد برخلاف برخی سخنرانی هایش در سایر مجامع که با حرارت و حرکات سر و دست صحبت می کند.

ü      ...........

ü      امشب منتظر احمدی نژاد و موسوی باشیم.

ü      در مراکز شهر نیز طرفدارانشان خود را به رخ هم میکشند.

ü      موسوی از دروغگویی صحبت کرده است و احمدی نژاد از 24 سال مدیریتهای انحصار گر قدرت.

ü      .....................

ü      ....................

ü       و رنگها: آنچه مهم است اینکه رنگها را زندان نکنیم.

ü      رنگها مال همه است و در انحصار کسی نیست

......    .....یادمان باشد که ٢٢ خرداد هم می آید . برای ایران بعد از آن هم باید باشیم

سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ارزیابی ار انتخابات دهم قبل از مناظره های کاندیداها ... نظرات() 
  • باید سر کار بروم. 5 دقیقه فرصت دارم برای نظراتم در انتخابات. با ویرایش و بقیه کارها
  • دیدگاه کلی ام را روشن کنم: در کلیه انتخابات رای به ایران می دهم. یعنی سبز و سرخ وآبی و زرد به یکی از شما رای میدهم. کدام بیشتر رای می آورد
  • سبز: رنگ همه درختان و جنگلها و سبزه ها
  • قرمز: رنگ خوتی که در همه رگها جریان دارد
  • آبی: رنگ آسمان و دریا، خلیج فارس و خزر
  • زرد: رنگ خورشید ورنگ طلا
  • یعنی هنوز تا هفت رنگ رنگین کمان کم داریم ؟ بیش از این رنگها در متن ایران داریم که ذخیره برای آینده اند
  • اما بعد.......
  • ظاهرا موسوی ظاهرا تنها کاندیدی است که تبلیغاتش و عکسها و نوارهای سبزش در شهر بیشتر به چشم می خورد. سه نفر دیگر ظاهرا برنامه های دیگری دارند که هنوز رو نکرده اند
  • سه کاندیدا غیر از ریس جمهور فعلی خیلی شدید وضعیت دولت فعلی را می کوبند. بنظرم اگر سه ماه پیش این صحبتها را کسی می کرد احتمال زیاد ضد امنیت ملی تلقی می شد.
  • عمده اشکالات اقتصاد، انحلال سازمان برنامه و تند روی در سیاست خارجی است و دشمن سازی بیهوده ظاهرا
  • هنوز احمدی نژاد خیلی دقیق این موضوعات خصوصا دو مورد آخر را روشن نکرده است. هر چند سایتهای هوادارش می گویند نه برنامه ریزی منحل شده و نه نظارت و فقط ساختار کار بروز و بهتر شده است آماری هم در مورد رشدها در اقتصاد می دهد. هر روز هم می خواهد  معرفی کند. کاری که کروبی هم گفت مجبور شوم اشاره می کنم. موسوس هم تلویحی داشت. رضائی ظاهرا تا حال افشا گری در کارش نبوده است
  • نکته مثبت همه کاندیداها اینکه حداقل در رسانه ملی نسبتا آرام و خندان ظاهر می شوند
  • هر چند گاهی کارهای بیرون از رسانه شان کمی نمک و فلفل دارد: مثلا کروبی قبل از روز برنامه شده به دانشگاه امیر کبیر می رود
  • نکته مثبت کروبی اینکه در رسانه می گوید مهم اینست که هر چه بیشتر مردم در انتخابات شرکت کنند. کارهایش را هم اشاره می کند با کمک همکاران. در صورتی که رضائی که خیلی تند برنامه هایش را توضیح می دهد باعث می شود بیشتر عبارت "من" را در انجام کارها بکار گیرد
  • نکته مثبت رضائی اینکه می گوید فرهنگ عذر خواهی را در مسولین ایجاد می کند و برنامه هایش الی ما شاءالله گسترده: United State of Iran
  • راستس چرا هیچیک از کاندیداها از دیگران تشکر نمیکند؟
  • چرا هیچیک از کاندیداها اشاره ای به اشتباهات خود و نقطه ضعفهای قبلی اش نمیکند.
  • البته در این موقعیت کار خطرناکی است. هنرمندی خاصی میخواهد و ریسک دارد که ظاهرا کسی جرات وارد شده به این ریسک و استفاده ار آن را ندارد.
  • احمدی نژاد پیشرفتهای هسته ای، ماهواره امید و غیره را می شمارد که خیلی خوبست. اما در شبکه خبر از وی راجع به نقد می پرسند. بعد از کمی صحبت و اینکه نقد را قبول دارد نتیجه می گیرد در 24 سال گذشته "مطلقا" نقد وجود نداشته و در 4 سال گذشته "مطلقا" نقد وجود داشته است. این مطلقها حداقل کمی مطلق باید بنظر برسد.
  • کرباسچی در حضور کروبی برای 12 میلیون فقیر اشک می ریزد و ابطحی هاله نور را به تمسخر می گیرد و جمیله کدیور نظر کروبی را در مورد حجاب تحمیلی می پرسد. کروبی سعی میکند خیلی صریح نباشد و ظاهرا فقط آنها را مطرح کنند.
  • رضائی از سبزوار فرزند نجف و چوپانی در نوجوانی شروع می کند و به مقام دومش در  کشور در زمان جنگ اشاره می کند و اینکه از پائین به بالا آمده است و درد را می شناسد
  • گوینده در فیلم ویژه کروبی در آخرین دقایق می گوید باز هم میپرسید چرا به کروبی رای بدهم (حال) "دیگر مرا عصبانی می کنید"
  • موسوی خود را خاکی نشان می دهد و روی زمین می نشیند و سیدی خود را نشان می دهد.
  • بر عکس کروبی در اولین صحنه فیلمش ماشین نسبتا گران قیمتی را نشان می دهد. اما در انتهای فیلم روی اتومبیل سرباز در کنارش یکی از قویترین مردان ایران باید باشد و پشت سرش هم یک نفر دیگر با سبیلهایی که آدم را یاد فیلم فردین می اندازد.
  • ............ بهر حال از همه کاندیدا ها تشکر می کنم و متاسفم که نمی توانم به همه شان رای دهم. باشد تا روز آخر انتخاب کنم
  • اما ظاهرا خدا خیرتان دهد اختلاف ها بین ما که می خواهیم به شما رای بدهیم به این شدتی که شما بهم دارید نیست.
  • خواهش می کنم از هم تشکر کنید. احمدی نژاد که می گوید 24 سال آقایان بودند و زیر سوال می برد یعنی با 4 سال خودش می شود 28 سال . یعنی از سال 60 به بعد یعنی از آن زمان زیر سوال می رود.
  • دیگران که اقتصاد و انحلال سازمان برنامه را علم و در اوج نابخردی نشان می دهند یعنی این مدت ما و ماهواره امید و پیشرفتهای غنی سازی و صنایع دفاعی و علمی ما روی هوا انجام شده
  • ...........
  • خدا خیرتان دهد بعد از انتخابات دست یکدیگر را بگیرید و عکس یادگاری بگیرید. 4 سال همه با هم باشید انشاءالله بکوری چشم دشمنان. ایران آباد و آزاد خواهد بود و پاینده.
  • ===========================
  • ۵ دقیقه خیلی بیشتر شد و باید سر کار بروم. دیر شد گرفتار ترافیک خواهم شد. ویرایش باشد برای فرصتی دیگر اگرباقی بود
پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳۸۸
برنامه مناظره دو به دو کاندیداهای ریاست جمهوری دهم از شبکه سه ... نظرات() 

 

 

بترتیب الفبا در نام خانوادگی

       محمود احمدی نژاد

 

       محسن رضائی

 

       مهدی کروبی

     میر حسین موسوی

 

 

 

روز

خرداد ماه

مناظره دو نفره

سه شنبه

دوازدهم

آبی  .....زرد

چهار شنبه

سیزدهم

قرمز.... سبز

پنج شنبه

چهاردهم

آبی  ..... سبز

 

 

 

شنبه

شانزدهم

.زرد.... قرمز

یکشنبه

هفدهم

سبز.... .زرد

دوشنبه

هیجدهم

آبی  ....قرمز

 

سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳۸۸
انتخابات ریاست جمهوری: سخنان محمود احمدی نژاد / شبکه یک / 80304/ 21:45 تا 22:15 ... نظرات() 

  خلاصه/محورها (برداشتهای من)

 

   اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و  جعلنا من خیر انصاره و المستشهدین بین یدیه

 

o                     سلام بر ملت ایمانی و آرمانی / سلام بر ملت فرهنگ و تمدن ساز

o                     باور من به توانمندیهای ملت عمیق است

o                     به سه عنصر اعتقاد راسخ دارم:

o                     لطف خدای بزرگ برای ملتی که در آرمان خود پایدار است.

o                     مدیریت آسمانی حضرت ولی عصر(عج) که یار و یاور انسانهایی است که در مسیر صلاح حرکت میکنند

o                     ظرفیتهای عظیم ملت ایران

o        که در عرصه های گوناگون تاریخ مشاهده میکنیم / در چند مقطع

o                   1) نقش بی بدیل در برپایی فرهنگ و تمدن جهانی

o                   2) پایه گذاری تمدن اسلامی: نقش محوری، کلیدی و سرنوشت ساز ملت ایران

o        با آغوش باز و دل امیدوار اسلام ناب را دریافت و در طول 1400 سال اسلام را شکفت و بالاترین خدمات را به ترویج آن انجام داد و خود شکوفا شد و به مراتب بالی علمی و فرهنگی رسید

o                   3) انقلاب عظیم اسلامی / ملت نشان داد که  می توانددر عرصه جهانی الهام بخش، تحول آفرین و پیشتاز باشد. معادلات یکسویه نظام سلطه را به چالش کشید و قدرت ذاتی ملتها را در مقابل قدرت، ثروت و سرمایه نشان داد و در این هماورد تاریخ ساز پیروز شد

 

§                ذهن ملت را به 4 سال قبل برگردانم و علت تصمیم به ورود به عرصه مدیریت عالی کشور را

§                احساس عمومی ملت که از مسیر نورانی و آسمانی انقلاب فاصله گرفته ایم و روز بروز بیشتر می شد

§                بنده هم در این احساس شریک بودم / علت این احساس در دو عنصر

o        1) فاصله گرفتن از آرمانها و ارزشهای ملت ایران

o        2) فاصله گرفتن مدیران ارشد از مردم و متن ملت

§                این هردو از یک جنس هستند: تاریخ نشان داده است هرگاه مدیر دلسوز برآمده از مردم و معتقد به آرمانها بوده است ملت قله ها را فتح و معجزه آفریده است

§                ملت همواره مسولیت خود را درست انجام داده است

§                نگاه گذرا به شرایط 4 سال قبل

§                در بخشهای گوناگون دچا شرایطی شدیم که احساس اعتماد و خود باوری در نقطه حضیض (پائینی) بود

§                دشمنان ملت ناتوانی و ضعف را با فشار تبلیغاتی و سیاسی بر ملت تحمیل کردند تا ملت ایران را تحقیر کنند

§                در اقتصاد مشکلات سنگین و ظاهرا لاینحل داشتیم و تنها راه حل را هضم نظام (نشان میدادند)

§                1500 بنگاه بزرگ اقتصادی در معرض بحران سنگین بودند

§                در سیاست داخلی تزاحم، در گیری، کینه ورزی و برخورد در فضای عمومی کشور منتشر می شد

§                (هر) موضوع پیش پا افتاده با فشار به موضوعی ملی (تبدیل) و به ملت تحمیل میشد و فضا بسوی ناامیدی سوق داده می شد

§                در سیاست خارجی آمدند تا ملت ایران و انقلاب را در مناسبات یکسویه جهان هضم کنند

§                گفتند میخواهند ریشه ملت ایران را بکنند. گفتند اول افغانستان دوم عراق و سوم ایران

§                در هسته ای بد ترین شرایط را تحمیل کردند

§                بعد از توافقی نامناسب با بزرگی های ملت ایران گفتند میوه عراق را در سعد آباد چشیدیم و در پاریس هم آنرا تکمیل کردند

§                یعنی تمام تاسیسات هسته ای را پلمپ کردند حتی بخشهایی که ربطی به آژانس نداشت

§                تعطیلی آزمایشگاه، کارگاه و رشته های تحصیلی پشتیبان هسته ای(راخواستار) شدند

§                 

§                گستاخی مجددی که به ساحت ملت ایران  توهین کردند: گفتند ملت ایران محور شرارت است

§                در شرایطی این توهین نابخشودنی را کردند که بیشترین همکاریها در افغانستان و عراق با آنها انجام شد

§                طبیعی بود که ملت بزرگ ایران پنین شرایطی را نمی پسندد

§                در انتخابات 4 سال قبل همه ملت به صحنه آمدند و فریاد بلند(شان) در اعتراض به آن شرایط اعلام و بگوش جهانیان رساندند

§                باور من این بود که ملت ایران میتواند و شایسته جایگاه رفیع و بالاست

§                شعار ما میتوانیم حرف دل ملت ایران بود که با استقبال گسترده خصوصا قشر جوان مواجه شد

§                 

§                در طول 4 سال علیرغم بحرانهای سنگین جهانی و فشارها دستاوردهای عظیمی برای ملت ایران ببار آورد

§                4 سال گذشته سختترین مقاطع تاریخ ملت در قرن معاصر بود

§                بحرانهای اقتصادی و سیاسی /  (وضعیت) افغانستان و عراق

§                حضور بیگانه در مرزهای مقدس ایران / تهدید مکرر به حمله نظامی

§                تحریم بی سابقه و فشار به ملت ایران / سنگین ترین جنگ روانی علیه یک ملت

§                علیرغم اینها ملت ایستاد:  با بزرگواری، متانت و شجاعت در برابر فشار استقامت کرد

§                دستاوردهای امروز: همه کشور ها در شرایط بحرانی اند و امید به آینده اقتصاد وجود ندارد و التهاب است در ایران امروز یک ثبات نسبی بالا داریم

§                رشد تولید روز افزون  / سرمایه گذاری روز افزون : به چند عدد اشاره می کنم

§                طی 50 سال در صنعت فولاد ظرفیت 10 میلیون تن بود در این مدت به 7/17 رسید: 70درصد رشد

§                در سیمان ظرفیت 34 میلیون تن امروز 64 یعنی دو برابر

§                در تولید آلومینیوم 218 هزار تن امروز 457

§                در پترو شیمی 23 (یا) 24 میلیون تن در سال امروز بیش از 48 (یعنی) دو برابر

§                در مس 187 امروز 260

§                صادرات غیر نفتی سالانه بیش از 3 برابر بالاترین مقدار قبل

§                آنها تحریم کردند اما امروز بیش از 66 میلیارد دلار در صنعت نفت سرمایه گذاری / 70 میلیارد دلار قرارداد بسته شده

§                در سال 87 تنها وزارت علوم 13500 مقاله در جهان ثبت

§                قبل از انقلاب ثبت اختراعات صفر تا دوره قبل 4650 / در 4 سال گذشته بیش از 20000

§                در هسته ای امروذ جزو چند کشور هسته ای در هوا فضا جزو 9 کشور جهان

§                در بیو تکنولوژی، سلولهای بنیادی و نانو تکنولوزی جزو چند اول جهان

§                در عمران 3 برابر مشابه قبل / نرخ بیکاری 9/12 در صد به حدود 10 در صد / 800 هزار نفر از بیکاران کم شد

§                اصلاحات ساختاری آغاز / نماد کنترل مصرف انرژی(بنزین) و رشد شتابان مصرف کاهش

§                در سیاست خارجی تهدید برای همیشه از ساحت ملت ایران برداشته شد

§                برخلاف تصور که تهدید را با نرمش و سازش میتوان مانع شد ملت ایران نشان داد که تنها راه رفع دائمی تهدید حرکت از موضع اقتدار و شجاعت است

§                امروز تهدید برای همیشه از ایران برداشته شد

§                تا 3 سال قبل براندازی اساس ایران و برداشتن ایران از جغرافیا (را عنوان) امروز در تمجید از تاریخ و سابقه ایران مسابقه (گذاشته اند)

§                تا دیروز می گفتند ایران منزوی امروز می گویند برای مدیریت جهان نیاز مند ایران هستیم

§                (می گویند) تا ملت ایران مشارکت نکند کارها به صلاح نخواهد شد

§                (امروز) ایران آماده مشارکت در عرصه مدیریت جهانی برای برپایی صلح و امنیت پایدار است

§                 

§                نمی خواهم امروز گزارش کار بدهم بلکه میخواهم بگویم در این 4 سال اثبات کردیم که می توانیم و می توانیم

§                امروز امید و نشاط در سراسر کشور و در جهان موج می زند

§                عزت ملت ایران روز افزون است . احساس غیرت، اقتدار و غرور ملی ملی در اوج است و بواسطه غرور ملت ایران سایر ملتها هم احساس غرور می کنند

§                یک صحنه را واگویه کنم: در پرتاب ماهواره امید

§                موضوع پرتاب ماهواره امید مسئله اول همه رسانه ها و ملتها / بسیاری از ملتها به یکدیگر تبریک  می گفتند و شیرینی توزیع می کردند و نشانه امید خودشان و بازیابی اقتدار خودشان می دانستند

§                امروز ملت الهام بخش و پرچم دار برادری و صلح ، نشاط و عشق، عدالت وامید است

§                 

§                اثبات شد می توانیم

§                این نقطه آغاز راهست / ما  به قله های شایسته  نرسیده ایم

§                ملت ایران دارای ظرفیتهای عظیم است که هنوز فرصت شکوفایی نیافته اند / تازه بستر سازی انجام شده است

§                شرایط لازم برای شکوفایی مهیا شده است / برای کارهای بزرگ و تصمیمات عظیم آماده است و توانمندی دارد

§                ایران می تواند در عرصه جهانی نقش آفرینی کند

§                (برای) ایران در اوج باید در عرصه جهانی حضور فعال و با نشاط داشته باشیم

§                باید ایران را بسازیم

§                امروز شما برای تصمیمات بزرگترو جهش های بزرگتر آماده شده اید

§                ملت ایران در آستانه حرکتهای بزرگ بسمت قله هاست

§                 

§                این به این معنی نیست که در اداره کشور نقطه ضعف و خلل وجود ندارد

§                 هست / بلکه مهمتر عزم ملت برای غلبه بر آنهاست

§                باور ما اینست که امروز این عزم وجود دارد / اعتماد بنفس ملی و خود باوری ملی در اوج است

§                ملت ایران آماده پرشهای بلند است

§                 

§                در پایان تشکر از ملت بزرگ ایرانبخاطر بزرگواری، همراهی و تحمل و استقامت

§                امروز عضو خانواده ایران بزرگ افتخار و خادم ملت ایران افتخار بی بدیل است

§                از همه اقشار (تشکر می کنم)  کشاورز،  کارگر، کارمند، عشایر، طوایف، فرهنگی، دانشگاهی، هنرمندان، دانشجو و دانش آموز، علما و روحانیت، ادبا و اندیشمندان، تجار، بازار و کسبه، ورزشکاران، اصحاب رسانه، در یک همبستگی بی نظیر در مسیر عزت و کمال در حال حرکتند

§                از رهبری (تشکر می کنم)   در کنار ملت، یاور ملت، حامی حرکتهای انقلابی ملت و پیشگتام ارزشهای ملت هستند

§                (تشکر) از زنان و دختران (که) کانون پاکی و محبت و عشق و بالندگی ملت ایران (و) شجاعت و همت

§                و (از) پسران و مردان عفیف  (تشکر می کنم) که فداکارانه از لوای غیرت ملت ایران پاسداری می کنند

§                من از همه تشکر می کنم

§                همه آماده ایم  / جهش و حرکت بسمت قله ها / اراده، کار، تلاش، ساختن

§                باید حرکت کرد بسوی ایرانی آباد، عزیز و سربلند

 

 

دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸
انتخابات ریاست جمهوری: سخنان مهدی کروبی / شبکه یک / 80303/ 21:45 تا 22:15 ... نظرات() 

خلاصه/محورهای سخنان مهدی کروبی (برداشتهای من)

 

·         مقدمه

·         انگیزه ورود به انتخابات: از آغاز انقلاب - سال 41-  وجوانی وارد مبارزه فعال بوده ام و در مواقع حساس فداکاریها کرده ام

·         در ماجرای مسجد اعظم قم که نمیگذاشتند برای امام شعار بدهیم ضرب و شتم شدم

·         امام در سال 64 که امیر الحاج شدم می گوید فلانی هم از خدمانی ها کتک خورد و هم از ساواک

·         از اول انقلاب مسولیتهای مختلف داشته ام:

  •  
    • مسجد / کمیته امداد / ید / حج

·         قدرت را میشناسم. ارتباط با مسولین اجرایی ، قانوانگذاری و قضائی داشته ام

·         ارتباط با مراجع تقلید

·         در مجلس و در دولتها بوده ام: رجائی / باهنر / موسوی / هاشمی / خاتمی در این برنامه ها بوده ام

·         همه قضایا را بخوبی میشناسم / تجربه دارم / تجربه ای که دیگران ندارند

  •  
    • تعامل با قدرت / گفتگو با فدرت

·         میخواهم بگویم اگر خود ستائی نشود امتیازات و تجربیاتی دارم که در این موقعیت حساس کشور نقش خوبی را اجرا کنم

·         خرد جمعی که من دارم از نیروهای خوب کشور برا ی حل مشکلات اقتصاد، فرهنگ و سیاست خارجی استفاده میکنم

·         آنچه مهم شده که من میتوانم انجام دهم ( نفی دیگران نمیکنم) چیست؟

·         سه کلمه امام: جمهوریت / اسلامیت / ایرانیت که برای ما مهم است احساس میکنیم دارند آسیب میبینند که اساس نظام است

 

o        1) جمهوریت: مسولین دارند محدودیتی برای مردم بوجود می آورند و جلوی حقوق مردم(را میگیرند)

o        مثال عدم صلاحیتها : نظارت باید باشد اما برای دفاع از حقوق مردم

  •  
    • عدم صلاحیت گسترده (باعث)سرخوردگی مردم  و شرکت مردم کم میشود

o        دخالت نیروهای سازمان یافته غیر رسمی (و) ورود به انتخابات

o        امام کوچکترین دخالت که باعث کم انگیزگی در انتخابات را می شد برخورد می نمودند

o        در گذشته میگفتند علما نباید در سیاست حالا می گویند غیر علما نباید شرکت کنند

o        همه باید آزادانه لیست بدهند و هر حرکتی که موجب (کاهش انگیزه شرکت در انتخابات) میشد امام جلویش را می گرفت

 

§         2) اسلامیت: امام اسلام مترقی، زیبا، رحمت ، عطوفت و صلابت در مقابل عنود ها و دشمنان(را معرفی کرد)

§         امام حریم اقلیتهای مذهبی را نگه میدارد:

  •  
    • مدرسه ای از زرتشتی ها را در یکی از روستاهای اردکان اشغال شده می گوید برگردانید

§         اسلام ناب محمدی (ص)

§         الان امام زمان خیلی ابزاری شده برای حکومت کردن

§         آدمهای قوی می گویند(به آنها) کاری نداریم اما زنی در شازند را دستگیر می کنیم و آخوندی در تهران را که چرا می گوید با امام زمان رابطه داریم

§         تحجر هم بوده است اما حالا دارد میدان دار میشود: در پاکستان، افغانستان در اهل سنت وهابی، در کلیمی ها، در صهیونیستهای یهود (و) نومحافطه کاران یهود(مسیحی)

§         ما باید حفاطت از اسلام کنیم. نه اسلامی که سر میبرد و یا پوست میکند بلکه اسلامی که امام گفته

 

o        ایرانیت نظام: بالاتر از ملی / ایران متمدن ایران تاریخی ایران باستان ایران متصل به اسلام

o        یا زمانی میبینیم سیاست غلط دارد ایران را تضعیف میکند

o        موقعیت ایران خیلی خوب / با (از هم) پاشیدندن قدرتها

o        مثال(از تضعیف شدن ایرانیت) خلیج فارس شناسنامه دار الی الابد اما بعضیها (حالا) صحبتهایی میکنند

o        (نشان می دهد) سیاست ما تعامل و گفتگو نبوده ضعیف بوده و نسنجیده و نپخته

o        مشکلاتی برای ایران بوجود آمده که (لازم است)تحرک خوبی بشود در منطقه (و) با اروپایی ها

o        کی گفته یا تسلیم یا تقابل / ممکن است تسلیم و تقابل نباشد تعامل باشد/ گفتگو باشد/خردمندانه باشد

o        ما می توانیم با همه رابطه داشته باشیم وگفتگو حتی همین آمریکا اما عزتمندانه در چارچوب منافع ملی

o        متاسفانه این 4 سال اینقدر حرفهای نسنجیده، ماجراجویانه و بی خاصیت (زده شد و) دشمن تراشی کردیم

o        افرادی که در غربت بودند(پراکنده بودند) مجموعه ای به آنها اضافه کردیم و حرکت جمعی به ضرر ما میرود

o        (بر اثر) سیاست تند و خشن و بی ثمر چند قطعنامه صادر شده که برای ما تبعات دارد

o        (برنامه من) سیاست مترقی (داشته باشیم) از کارشناسها و نیروهای خوب که گوشه خانه نشسته اند در هر سه بعد (جمهوریت/اسلامیت/ایرانیت) استفاده کنیم (و ایران را) به جایگاه خوبی برسانیم

 

Ø      کارهایی که میخواهم انجام دهم  / اولین (شعارمن)  تغییر و بعد برنامه ها

Ø      بیانیه اول: احیا مدیریت برنامه ریزی و شوراها/ مغز کشور منحل شد/ مشکلات جدی دارد

Ø      اولین کارم احیا معاونت برنامه ریزی

Ø      بیانیه دوم/ مسئله سهام نفت / صد سال است نفت داریم / حرکت مبارک 50 سال قبل ملی شد اما آن که ما میخواستیم نه (نشد)

Ø      پول (نفت) در اختیار دولت(بوده) که هر وقت (دولت) پول زیاد (داشته) مشکل زیادی بوجود آمده است

Ø      این پول سنگین در اختیار دولت بوده توضیح دهند چه تغیری (بوجود) آمده است

Ø      تورم، بیکاری ، گرانی ، رکود (را) مردم با تمام وجود لمس می کنند / نیاز به نظر سنجی و شاخص نیست

Ø      سهام نفت هم بحث (......)

Ø      اعلامیه سوم/فروردین/ حقوق شهروندی در چارچوب قانون اساسی

o        خانواده، افوام، مذاهب، دانشگاهها، زندانی، محدودیتهای بی جهت برای مردم، ورود به حریم خانوادها که در اسلم اینقدر نفی شده

Ø        (احیا) اصول معطل مانده قانون اساسی

Ø        مشکلات آموزش و پرورش / بیمه درمانی / اگر سهم نفت را اجرا کنیم فورا اتوماتیک بیمه درمان میشود

Ø        مسئله بیمه آموزشی/ از اول دبیرستان شروع کنیم/ هرچه (دانش آموز) پول بدهد(دولت) دوبرابر بگذاریم / چهار سال(بعد) هرکس دانشگاه رفت پول دارد

Ø        در بخش نفت و حقوق شهر وندی با دقت تلاش کنیم

 

v      برنامه های ما مدعی نیستیم کامل و بی نقص است / در معرض افکار عمومی می گذاریم/بحث شود / از همه نیروها و نقطه نظرات استفاده می کنیم

v      دولت نظارت کند بودجه سنگین کشور در اختیار دارد تصدی گری نکند

v      در بخش خصوصی محدودیت ایجاد نکنیم / تسهیلات . امنیت ایجاد

v      در بحث اقتصاد و سرمایه گذاری:  سرمایه دار داخلی / سرمایه های ایرانی های خارج از کشور /مشارکت با خارج و جذب سرمایه

v      صنعت گردشگری: موقعیت این زمین مبارک / مناظر دیدنی / فصول مختلف/ سبز و خرم

v      استفاده از این امکانات نمی شود مگر سیاست خارجی ما تغییر کند

v      یعنی اصول خود را حفظ کنیم اما تقابل لازم نیست / سر افرزی ایران /هر دولتی خواست زور بگوید جلویش بایستیم

v      جمهوری اسلامی زیر بار فشار نمی رود

v      در اثر همین حوادث(سیاست خارجی) بازارهای آسیای میانه را از دست دادیم و (بازار) عراق  از دست ما رفت

v      باید سیاست خارجی نیروی خوب بیاوریم

v      نکته آخر اینکه اگر مردم مرا انتخاب کردند باید گزارش جامع از اوضاع فعلی بگیرم و گزارش بدهم

v      دیگر به دولتهای قبلی نپیچم و کارهایم را گردن دولتهای گذشته نگذارم

v      ادعا می کنم کابینه ای کم نظیر و دلسوز نظام جمهوری اسلامی و سرافرازی ایران(خواهم داشت)

v      اگر(برای) رونق اقتصادی (لازمست) تورم بالا نباشد / اگر بالاست درآمد (برای ) جبران تورم را بدهیم

v      رونق اقتصادی فقط با تقویت بخش خصوصی / طبیعی است کنترل(هم باید) کنیم سوء استفاده نشود و این هم (کنترل کردن) کار آسانی است

v      کاستی خودم را گردن دیگران نمی شکنم و بحران سازی کنم / بانکهای خصوصی زیان داشته اند، رفته اند مدیر عامل بانک را بازداشت  شده

v      نه معلم، کارگر، دانشجو و استاد امنیت دارند / استاد ها راحذف کرده ایم/(آنها) وزنه و افتخار بوده اند برای چه(حذف کرده ایم)

v       ف ضای صمیمی و خوبی بوجود آوریم

v      رقبا نقد و انتقاد کنند

v      مستقیم جواب مردم را می دهم اگر نتوانستم وعده هایم را عمل کنم شفاف علت آنرا می گویم

......................

توضیح: آنچه در پرانتز است برای کامل کردن بعضی جملات که محاوره ای است آورده شده است

شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸
انتخابات ریاست جمهوری: سخنان محسن رضائی / شبکه یک / 880302/ 21:45 تا 22:15 ... نظرات() 

خلاصه/محورها (برداشتهای من)

-          در بعد سیاسی: در منطقه اول در دنیا دهم

-          در بعد اقتصادی: بیکاری، فقر، 8میلیون پرونده قضائی

-          برای شعار نیامدهایم بلکه برای شعار زدائی

-          برای همدردی هم نیامده ایم بلکه برای عملگرائی

-          تشکیل دولت ائتلافی کارآمد اولین کار نجات کشور از فقر وبیکاری است

-          سخنانم شامل سه بخش خلاصه مشکلات، راه حلها و جمعبندی است

-           

-          1- بیکاری: در روستا، جوانان و بانوان

-          مفاسد از ناحیه بیکاری است

-          فقر زدائی جانشیت فقیر زدائی خواهد شد

o        با ایجاد اشتغال

o       افزایش مهارت نیروی کار

o        افزایش سرمایه گذاری خارجی

-           

-           

-          2- گرانی: کم شدن قدرت خرید مردم

-          سال 84 تورم 12.5% و سال 87 به 25%

-          در این مدت درآمدها 2 برابر نشده است

-          سال 2007 تورم دنیا 4% ایران 18.4% و خاور میانه 10%

-          گرانی را کنترل خواهیم کرد

o       فشار دولت روی بانک مرکزی برای چاپ پول کم خواهد شد

o       فشار روی بانکها کم خواهد شد

o       شورای پول و اعتبار قوی تشکیل خواهیم داد

o       سیاست انبسلطی را جلوگیری میکنیم

-           

-          3-مشکل مسکن: در دنیا 70%بانک و 30% مردم در ایران 38% را بانک سهیم است

-          یعنی 50 برابر حقوق سالانه(50سال) برای خرید مسکن لازم است که نرم دنیا 7 تا 10 سال است

-          تسهیلات را اضافه میکنیم

-          کاهش مشکل مسکن در  مشکل رفاه، بیکاری و تورم موثر است

-          مسکن به حدود 360 صنعت وابسته است

-          با یک تیر (رفع مشکل مسکن) سه نشان میزنیم:

o       افزایش اشتغال

o       کاهش گرانی

o       تامین مسکن

-           

-          4-جهانگردی: در آمد دنیا 800میلیارد دلار / ترکیه 20 و ایران زیر یک میلیارد دلار

-          یکی دو استان را تبدیل به توریسم سلامت

o       شیوخ به ایران بیایند و سلامت پیدا کنند بجای پاریس و اروپا

-           

-          5- بازار پول را سرو سامان میدهیم:

o       سرمایه خارجی وارد میکنیم

-           

-          6- کسب و کار: محیط (مناسب) آنرا آماده میکنیم

-          بسیاری از بنگاهها از کار افتاده اند: قند / نساجی

-          بسیاری شروع به اخراج کارکنان کرده اند

o       تامین امنیت سرمایه گذاری

o       اصل و فرع سرمایه خارجی را تضمین

o       صدور مجوز در کمتر از یک ماه

-           

-          7-عدالت اجتماعی و سلامت: شعار زیاد داده شده

-          70%هزینه سلامت را خود مردم میدهند که در دنیا بالعکس است

-          هر سال 70 تا 80 هزار کشته در تصادف داریم

-          افزایش بیماریهای روانی

o       بیمه ها را عمیق و گسترده میکنیم

o       بیمه های مکمل ایجاد میکنیم

o       کیفیت خدمات درمانی را افزایش میدهیم

-           

-          8-فرهنگ: شعار داده شده است

-          فرهنگ را دولتها گاها از سر خود باز کرده اند و بعهده رهبر انداخته اند

-          فرهنگ، ارشاد، آموزش و پرورش را سیاسی میکنند

-          شیوع خرافات در کشور

-          میدان به فرهنگیان و هنرمندان و نویسندگان داده نمیشود

o       ما از همه ظرفیتهای فرهنگی رهبری، حوزه علمیه و روحانیت استفاده می کنیم

o       دولت را از دخالت در فرهنگ باز میداریم

o       میدان به فرهنگیان میدهیم

-          چرا نتوانیم انگیزه های فداکاری و جهاد را در اقتصاد وارد کنیم

-          بیرون کردن فقر و گرانی از کشور کمتر از آزاد سازی خرمشهر نیست

-          عرض ارادت به خانواده شهدا و ایثارگران

-          گشت ارشاد در مبارزه با اراذل و لاتها آری اما در فرهنگ خیر

-          فرهنگ غیر امنیتی و غیر سیاسی و ارشاد به دست فرهنگیان(غیر دولتی) و اندیشمندان

-           

-          9-بانوان: قشر کم انتظار

-          مشکلات ایفای حقوق آنها و شناسایی حقوق آنها به خودشان

-          خانه داری کمتر از بیکاری نیست

-          خانه داری یک شغل است

o       حق عائله مندی بعلاوه کمک دولت پاداش خانه داری خواهد بود

o       مشارکت بانوان در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری خواهیم داشت

-           

-          10-ورزش: در مقابل باختهای در منطقه از جمله عربستان شرمنده میشویم

-          چهار رکن ورزش : پرورشی، همگانی ، قهرمانی و ...

-          پرورشی مربوط به آموزش و پرورش

o       ساعات ورزش را اضافه میکنیم

-          همگانی کمتر از 10 میلیون

o       حداقل 50 میلیون باید باشد

-          قهرمانی: 60سال تاریخ باشگاهی اما عقب افتاده ایم

o       50% باشگاهها را به آنها واگذار و 50 % را میفروشیم در صندوق برای نیازهای ورزش میگذاریم

-           

-          11-کشاورزی: خشکسالی و واردات بی رویه آسیب رسانده است

-          در خراسان صنف چغندر کار در 4 سال گذشته از 85 هزار به 26 هزار رسیدهاند

-          اکثر کارخانجات مثل برنج، چای و مرکبات تعطیل شده اند

-           

-          12- امنیت: سیاسی دفاعی متمرکز واقتصادی 9 منطقه فدرالی

-           

-          13- سیاست خارجی: تنش ما با منطقه افزایش یافته آنها را از ما ترسانده اند

o       اتحادیه و همگرایی آسیای جنوب غربی بوجود می آوریم

-          از نیاز غرب به ایران حداکثر استفاده را می کنیم بنفع منافع ملی

o       گام اول حرف تغییر اوباما و پاسخ رهبری که اگر تغییر کنید ما هم تغییر میکنیم

o        حال ما برای اجرای سیاست کلی معطل نمی مانیم

o       (دموکراتها هر وقت آمده اند جنگی درست کرده اند)

o       ما طرحی را تهیه و به آنها پیشنهاد می کنیم و آنها را آزمایش می کنیم: دست آنها چدنی است یا تغییر کرده است

-           

-          14-بحرانها: مالی جهانی ، کسری بودجه(20 هزار میلیارد تومان) ، صندوقهای تامین اجتماعی و بانکها

-           

-          15- مسائل داخلی:

o       مشکل سربازی را بصورت اجباری(حداکثر یک سال) و تلفیقی می کنیم

o       دانشگاههای آزاد، پیام نور و غیر انتفاعی را وام قرض الحسنه می دهیم

-           

-          16- برنامه عملیاتی داریم. شعار نمیدهیم. تیم قوی اجرائی و هماهنگ داریم

-          از همه ظرفیتها ی رهبری، روحانیت و اقوام ایرانی (مشارکت) استفاده می کنیم

-          از نخبگان، کارشناسان و دولتمردان استفاده می کنیم

-          دولت پاسخگو به مجلس و در مقابل قانون قلدری نمی کنیم چون خطرناک و به استبداد (منتهی می شود)

-           

-          17-اصلاحات سیاسی: دریغ از قانون جامع در مجلس یرای حقوق شهر وندی

o       قانون جامع حقوق شهر وندی و آزادیهای سیاسی(تدوین) می کنیم

-           

-          18-جوانان: فرشتگان نجات کشور

-          مشکلات غیر قابل حل نیستند در بعد سیاسی حل کردیم حال در بعد انقلاب اقتصادی و تحول فرهنگی

-          شما مشکل نیستید شما مشکل گشا هستید

-           

 


... ادامه مطلب
شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸
انتخابات ریاست جمهوری: سخنان میر حسین موسوی / شبکه یک / 880301 ساعت21:45تا22:15 ... نظرات() 

-          خلاصه/محور ها  (برداشتها ی من):

-          من پول نفت ندارم تا تبلیغات آنچنانی بکنم

-          آنچه امروز داریم مدیون خانواده شهدا، آزادگان وجانبازان است

-          دکتر خاتمی را بعنوان حامی آزادیهای مردمی می شناسم

-          در جهان وقتی سربلند و تاثیر کذار خواهیم بود  که اقتصاد قوی داشته باشیم

 

           -          امنیت اقتصادی نداریم: کارگر و کارفرما

            -          بجای شایسته سالاری سفره خواری را پرورانده ایم 

-          مردم از مشروطه نسبت به داشتن اقتصاد قوی حساس هستند

-          مردم تورم 25درصد را لمس می کنند

-          حمایت از تولید محصولات داخلی (مفهوم کنترل ویا عدم ورود کالاهای خارجی راالقا می کند)

-          حمایت از مصارف عمومی مردم / مثال مخالفت امام با افزایش قیمت سیگارهای پر مصرف و ارزان قشر پائین مردم

-          چرا وزارت رفاه خط زیر فقر را اعلام نمیکند.

-          از شهرستانهای مختلف مثال میزند: یعنی در جریان مسائل و مشکلات مردم هست

-          تورم باید کنترل شود

-          دولت قویا قانون را رعایت کند و گریز از قانون نداشته باشد

-          دولت باید برنامه ریز باشد نه اینکه سازمان برنامه ریزی را منحل کند

-          بانک ها حیاط خلوت دولت شده اند

-          مشاور رفسنجانی و خاتمی بوده ام و چند جلسه هم اوایل به احمدی نژاد مشورت داده ام

-          الویتهایمان را عوض کنیم  و به مسائل اصلی بپردازیم و نه به مسائل کم اهمیت

-          چرا پروژه های اصلی را متوقف و برای پروژه های کوچک پول وسیع خرج کرده ایم

-          اگر مشکلی در رابطه با فقر داریم از مدیریت ماست

-          منفعت همه (اغنیا، دولتمردان و..) است که به فکر مستضعفان باشیم

امیر کبیر را جزو شهدا می دانم و بوی ارادت می ورزم

شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸
شرایط کاندیدا های مجلس و ریاست جمهوری ... نظرات() 

-          برای انتخاب یک نفر در یک سمت ساده شرایط خاصی را در نطر میگیریم.

o       حداقل مدرک تحصیلی، حداکثر یا حداقل سن، حداقل تجربه و سایر مشخصات و مهارتهای لازم

o        گاهی هم امتحان و مصاحبه می گذاریم و فرد مورد نطر را انتخاب می کنیم.

-          آیا برای نمایندگی مجلس لازم نیست حداقل شرایط را بگذاریم؟

-          بعضی از این حداقل ها می تواند بصورت زیر باشد:

o       سواد کافی

o       آشنایی با قانون اساسی (اصول آنرا بداند)

o       آشنایی با سازمان، کمیسیونهای وشرح کار مجلس شورای اسلامی

o       آشنایی با روابط قوه مقننه با سایر قوا: مجریه و قضادیه

o       آشنایی با برنامه های  و شرح وظایف نمایندگان مجلس و.....

-          میتوان برای ثبت نام در انتخابات نیز این حداقل ها را خواست و حتی امتحان گذاشت.