در شهر چه خبر؟
سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
کشته اشک ها! ... نظرات() 

یا قتیل العبرات


و دوباره چه زود محرم آمد،از 61 هجری تا  1389 شمسی

هیئت ها بر پا شد در هر کوی و برزن، کوچه و خیابان

عاشورا آمد و کربلا، و اشک ها برای کشته اشک ها جاری شد، سینه ها را شست و دل ها را جلا داد.

هر سال قبل از محرم با اولاد علی بسوی مکه می روم،

طواف را رها میکنم، بسوی نینوا میروم با اهل بیت،

تشنگی میکشم، سرهای فرزندان و خانواده ام را می برند، بر سر نیزه می نهند،

و با فرزندان اهل بیت با غل و زنجیر به کوفه می برند، و از آنجا به شام:

الشام! الشام!


اهانت و تازیانه، سنگ و چوب، چادر از سر خانواده ام بر میکشند،

سر بریده پدرم را برای خواهر خردسالم می آورند و ...

کشته اشک ها می شوم!

و آنگاه در این هیاهوی تازیانه و توهین و تهمت و نامردمی چیزی جز زیبایی نمی بینم


ما رایت الا جمیلا


...........