در شهر چه خبر؟
جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩
ساندیس و روز قدس ... نظرات() 

ساندیس و روز قدس

چه تبلیغات بکنند چه نکنند.  چه چپ و راست تایید کنند یا نه چه خوشحال شوند چه ناراحت هر سال راهپیمائی روز قدس شرکت میکنیم. پارسال یکی قهر کرد امسال یکی آشتی هم بحال ما فرقی نداره. پارسال یه عده از خط خارج شدند و توهین و مسخره کردند و یه عده ام سکوت کردند بازهم  بحال ما فرقی نداره. قبل از اینکه شرکت کنیم هم می دونیم بعضیا چه می گن.

 BBC و CNN وفردا ودیروزوپریروزوپس اون فردا و لوس آنجلسیا میگن آقا اینا مردم نیستند. اینا برا ساندیس میان شرکت می کنند.

واقعا خودشانم 30 سال است توش مونده اند این چه ساندیسیه که میلیونها نفر (ببخشید بزعم ایشان عده قلیلی) روز قدس و 22 بهمن و عاشورا و محرم و چه و چه  میریزن تو خییابونا. هر چی رسانه های بین المللی میگن بابا شرکت نکنید بیاید ما بهتون رانی می دیم، پیتزا تنوری، دلپسندتون نیست اصلا تندیسهای طلایی کان و هالیوود و بالیوود، راضی نمیشید جایزه صلح نوبل و پنت هاوس باارتفاع سقف 8متری، نورپردازی سواروفسکی (Swarovski) ، آشپزخانه مبله Miele، زمین تنیس و سالن ژیمناستیک  و چه وچه بازم تو گوششمون نمیره و ساندیس خودمونو ترجیح میدیم.آخ که چه میکنه این ساندیس حتی اسمش چه رسد به خودش

آخه میگن تیپ ویژه گولانی اسرائیل هم که از برو بچه های حزب الله لبنان شکست خورد کمیته تحقیق وینوگراد مخفیانه گزارش کرد این ساندیس ها به آنجا هم سرایت کرده و یکی از دلایل اصلی شکست شان بوده است.

آره بابا اصلا تو 8 سال دفاع مقدس هم همین برو بچه ها ساندیس می خوردند و می رفتند روی مین تا از ناموس وطن دفاع کنند و از  خرمشهر و سوسنگرد محافظت. وقتی هم برمیگشتند شهر هم امثال بعضی از آقایان منورالسکر سرشان دادمیزدند که اوا خواهر چرا جنگ میکنید. کار بدیه. با دشمن مهربان باشید قدمش روش چشم. حالا خوزستان رو هم بهش بدین چی میشه ساندیس خورها ی کنس.

اصلا اونایی که توب جنگ نارنجک بستند و زیر تانک دشمن رفتند هم ساندیس خورده بودند. دروغ میگم از رفیقاشون بپرسید.

خلاصه خیلیا این روزا از طرف راکفلر و کیسینجر و بریژینسکی تو دانشگاه هاروارد و مک گیل و کالج سلطه نتی انگلیس دنبال (Patent) این سادیس اند. آخه بهترین آبجو و شراب و کباب و رباب هم که میدن مشکلشونو حل نمیکنه.  خلاصه تر اینکه کارخانه ساندیس در ارومیه تحت حفاظت سامانه های فوق پیشرفته الکترونیکی قرار داره. اما نمیدونن امروز دیگه ساندیس ها هم متنوع شده. 100 تومنی داره، 150 تومنی و 200 تومنی. ماهدیس داره، کاپریس داره، طاقدیس داره. ساده داره، مخلوط داره، استوایی داره .

البته ساندیس روز قدس رو بعد از افطار خوردن داره. نه مثل بعضیا که سال پیش سر ظهر آب معدنی سفارشی رو نوش جان میکردند و روز عاشورا هم املت خودجوی را  بجان دسته های امام حسین فرستادن.

 

چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩
احترام پیراهن مشکی ... نظرات() 

مجید پوشیدن پیراهن سیاه در محرم و روز 19 تا 21  ماه رمضون را خیلی دوست داشت. اگر این روزا سیاه نمیپوشید انگار یه چیزی کم داشت. چطور بگم دلش پرپرمیزد.

صبح روز 20 ماه رمضون بود. آماده می شد برا بیرون رفتن. با شوق سراغ پیرهن مشکی رفت. برداش که بپوشه و تنش کرد. اما یه لحظه صبر کرد:

امروز اتفاقا مصادف شده بود با روزی که بعد از چهار ماه دوندگی برای احقاق حقش باید میرفت سراغ طرفهای حساب و اختلاف و دعواش برای فیصله دادن و ختم غائله. خودش تنها میرفت.

جایی که می رفت و حریفاشم میشناخت. میدونست و دیده بود چطور دوره اش میکردند، تحت فشارش میگذاشتند تا موضوع رو بنفع خودشون خاتمه بدند. حرفه ای بازار بودند. گرچه وضعشون خوب بود اما برا یک قرون هم از هر روش و فشار ناجوانمردانه ای به طرفشان ابا نداشتند. اینو جزو حرفه ای بودنشون میدونستند. حتی دعوا و سربریدن حریفو اگه دستشون می رسید.

مجید هرچی فکر کرد دید با این حریفا هر چقدر هم سعی کنه احتمال اینکه اونم آلوده بشه خیلی زیاده.  حداقلش اینکه بالاخره یکی شنید، دو تا شنید، ده تا شنید آخرش اونم دهنش به بدی ممکنه وا بشه. خونه بدشم اینکه دست به یقه بشه و ...

این فکرا رو که کرد گفت یا علی وپیراهن سیاهو  از تنش کند؛ قربتن الی الله.

.-.-.-.-.-.-.-.-.-

اون روز مجید رفت سراغ حریفاش، همون طور که انتظار داشت وضعیت سختی پیش اومد. کار بجاهای باریک کشید. اما آخرش تموم شد. نه اون جور که کاملا دلخواهش بود از نظر حق ومنافعش. ولی بدم نشد. خدا رو شکر.

اما چیز دیگه ای که بعد به فکرش افتاد اینکه تعجب میکرد چقدر اون روز خونسرد بوده و مقاومت کرده . تحت فشار ناجوانمردانه حریفاشم از خط جوانمردی خارج نشده. یه چی دیگه هم اینکه حریفاش سرآخر از اینکه اون نه از حق و حقوقش کوتاه اومده بود و نه برا گرفتن حق و حقوقش از مرام جوانمردی خارج شده بود بهش احترام دیگه ای میذاشتن.

 

حالا یه قدم دیگه بالاتر رفته بود. گفت یا علی.

 

دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩
19 رمضان ... نظرات() 

160- محققا برای آنکه دو چشم دارد صبح روشن است

 

239- جوانمرد از خویشاوند مهربانتر است

 

289- چه بسیار است پندها و عبرتها و چه کم است پندپذیرفتن

 

374- آنچه را نمیدانی مگو  بلکه هر آنچه را میدانی هم مگو

 

436- کار اندک که ادامه داده شود بهتر از کار بسیار که خستگی آورد

 

امام علی (ع)، نهج البلاغه، حکمتها