در شهر چه خبر؟
یکشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
خط موتور سوار ... نظرات() 

6 و نیم بعد اظهر است. باران سنگینی تهران را شسته است. در این خیابانی که من حرکت میکنم خوشبختانه آب گرفتگی نیست. اما ترافیک سنگین است. صبر در ترافیک هم عادت شده اما بعضی اوقات این صبر، حال یا حوصله را نداری! غیر قابل تحمل می شود. مثل اینکه کسی جلوی راه نفست را گرفته است. احساس خفگی می کنی! دوست داری بیای بیرون از ماشین و داد بزنی! دادی که شاید دیگران بهت بخندند. دادی که شاید میدانی کاری از پیش نمیبرد. ولی حداقل می دانی زنده هستی!

 

ماشینم در لاین کنار بلوار و چمن خیان است. با رادیو ور می روم و کانالهای آن......

 

یکباره چیزی از سمت چپم عبور میکند. برای چند لحظه خشکم میزند. باور نمیکنم.:

باران چمن های وسط بلوار را خیس کرده است و خاک آنها نیز گل آلود است. چمن ها یلوار به عرض حدود یک متر هستند. موتور سواری با خونسردی موتورش را به وسط چمن ها و بلوار آورده و ترافیک را پشت سر می گذارد. اما به چه قیمتی؟  

عجیب است تا حالا عبور از پیاده رو را دیده بودم. همچنین عبور موتور سوار از مسیر ویژه. اما از روی چمن ها آنهم چمنهای خیس، اولین بار است. دارم یه جوری دیوانه میشوم. بقیه ماشین ها هم ساکتند. برای طولانی شدن چراغ قرمز بعضی وقتها بوق میزدند ولی الان صدایی نیست. آرام. شاید آنها هم شوکه اند. شاید هم نمیبینند یا توجهی ندارند.

من که کنار بلوارم میبینم که چرخهای موتور سوار پشت سرش وسط بلوار خطی را به عمق حدود 5 تا 10 سانت گود میکنند و جلو میروند. چمن ها له شده اند و توی گلها فرو رفته اند. اینهم مدلی است که به چمن داده شده.

نمیدانم. تا در شوکم موتور سوار گذشته و من مانده ام و چمن له شده. خاک گود رفته. غیر از ضرری که به چمن ها زده احساس میکنم یه جوری توهین به همه کرده است.  چه کار می توانم بکنم؟

داد بزنم. بگویم که من زنده ام. نمیدانم چرا ترافیک را تحمل میکنم ولی این حرکت را نمیتوانم.

آیا قوانینی برای این مسائل داریم؟ آیا کسی مسول آن هست که رسیدگی کند؟ وظیفه شهر وندان در این مواقع چیست؟