در شهر چه خبر؟
چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸
بعضی خبرهای روز ... نظرات() 

*      بعضی خبرهای روز از شمال نیوز

*       

*      مدیرعامل گوگل نسبت به تاثیر فناوری بر زندگی بشر و سرعت بسیار بالای این تغییرات خوش‌بین است
بسیاری از افراد در مورد سرعت فناوری در تغییر اساسی هر چه در دنیا وجود دارد، نگرانند؛ اما من جزو افراد خوش‌بین هستم. در کنفرانس نخستین پیش‌نویس آتلانتیک برای تاریخ در واشنگتن، به شرکت‌کنندگان گفتم که قبول دارم در طول دهه‌های گذشته، تغییرات در زمینه فناوری با سرعت بسیار بالایی به وقوع پیوسته است؛ اما معتقدم با وجود این‌که این تغییرات ممکن است علیه جهان استفاده شود، باید به یاد داشت که ترکیب دسترسی به اطلاعات و رایانه‌های قدرتمند و ارزان‌قیمت، می‌تواند مردم را به قله‌های جدیدی برساند.

*      خبر کامل

*      ......................

*      مهدی رستم پور مجری ورزشی صداوسیما وکارشناس ورزش کشتی در مصاحبه با رادیو فردا خبرپناهندگی خود به اروپا را تایید کرد.

*      خبر کامل

*      ........

*      طبق اخبار منتشره از سوی رسانه های غربی ، نرگس کلهر، دختر مهدی کلهر مشاور محمود احمدی نژاد که با فیلمی در موضوع شکنجه به فستیوال حقوق بشر نورنبرگ آلمان رفته بود، از کشورها غربی درخواست پناهندگی کرده است .

*      خبر کامل

*      ...........

*      اینجانب معصومه طاهری موسوی، همسر دائمی و قانونی ایشان ( کلهر)  به دلیل کذب محض بودن مواردی که به اینجانب مربوط می شود ضمن مستند کردن اظهاراتم به مدارک پیوست، آمادگی دارم طی مصاحبه ای مشابه و یا ضمن حضور در خبرگزاری اصل مدارک را نیز جهت روشن شدن افزونتر اذهان عمومی ارائه نمایم.

*      خبر کامل

*      ........

*      چرا نخبگان رابطه خوبی با احمدی نژاد ندارند؟

*      ه نظر می رسد مهمترین دلیل عدم استقبال نخبگان از احمدی نژاد، گارد بسته ای است که وی در برابر نظرات و انتقادهای "دیگران منتقد" گرفته که با نوع نگاه سرد و بعضا غیرمحترمانه ای همراه شده است. نخبگان به دلیل ویژگی های نخبگی معمولا از تبعیت و اطاعت صرف ابا داشته و نگاهی انتقادی و متاملانه به قضایا و ماجراها دارند. آنها انتظار دارند اگر به انتقادشان عمل نمی شود لااقل شنیده شود اما گارد شدیدا بسته ایشان در برابر "دیگران" این انتظار را به وادی یاس می کشاند.

روسای جمهور پیشین ایران نیز شاید در دل، چندان از این انتقادها خشنود نبودند اما دست کم با "دیگرانی" که این انتقادها را بیان می کردند با احترام و ادب برخورد می کردند، احترام و ادبی که اکنون کمرنگ است. اساسا گاهی تصور میشود برای ایشان، آنچه که "دیگران" فکر می کنند هیچ اهمیتی ندارد!

برای درک بهتر موضوع بگذارید مثالهایی ساده از حوزه های مختلف بزنیم:

o        نخبگان علمی: فرض کنید ماجرایی شبیه به ماجرای آن وزیر پیشنهادی محترم در دولتهای پیشین رخ می داد. ماجرا یا به عذرخواهی و یا حداقل کم محلی ختم می شد، شاید هم با توجیه هایی شبیه به این که وزارت بیش از تخصص به تجربه نیاز دارد و ... مواجه می شدید؛ اما پاسخ آقای رییس جمهور بسیار قاطع و ساده بود: برای خدمت به مردم به این کاغذپاره ها نیازی نیست!

جواب مستلزم هیچ فحش یا ناسزایی نیست اما توهین و تحقیری آشکار به کوشش هزاران دانشجوی تحصیلات عالیه است و نتیجه آن جز سرخوردگی عظیمی در این طبقه نبود! بله قطعا در میان دانشجویان کم نیستند کسانی که با کپی برداری و ... تحصیل را ادامه می دهند اما کم هم نیستند کسانی که واقعا علم آموزی و دانش جویی می کنند.

o        

o        نخبگان اقتصادی: فرض کنید بیش از 50 اقتصاددان که سالها به تدریس و تحصیل اقتصاد اشتغال داشته اند در نامه ای به سیاست های اقتصادی رییس جمهور انتقاد کنند و به جای جوابهای دیپلماتیک بسیاری که می توانستند دریافت کنند با این جواب غیر رسمی از سوی یک دکترای ترافیک در پاسخ به یک اعتراض اقتصادی روبرو شوند که این آقایان بروند اثبات کنند که حرفشان علمی است!! اگرچه گذر زمان درستی حرف اقتصاددانان و صحت پیش بینی آنها در تورم زا بودن سیاستهای دولت بدون مابه ازای کافی در افزایش تولید را آشکار کرد اما تحقیر صورت گرفته در حق آنان هنوز رنگ نباخته است.

o        

o        نخبگان سیاسی: کشور از برخی سیاستمداران و بزرگانی تشکیل شده که قوام و استواری امور تا حدودی به آنها وابسته است. در روایات اسلامی نیز تاکید شده که در هر شهری بزرگان آن شهر را احترام کن و از خوار کردنشان بپرهیز.

اما اکنون تصور کنید که انتخابات نزدیک است و به رییس جمهور گفته می شود که شما باید با بزرگان سیاسی اصولگرا رایزنی و مشورت کنید، چه جوابی کوبنده تر از این سراغ دارید: به حمایت لاریجانی ها نیاز ندارم!!

o        

o        نخبگان ورزشی: نتایج بسیار ضعیف تیم های ایرانی در المپیک و حذف از جام جهانی فوتبال هرچند اولین بار نبود اما در تداوم مسیر روبه رشد ورزش ایران قرار نداشت، در اینجا نیز دیگر نمی شد بهانه های رایج در سایر بخشهایی ـ مانند دشمن یا دسیسه گروهی رانت خوار وغیره ـ را ذکر کرد. اما پاسخ آقای احمدی نژاد بسیار ساده اما بنیان برافکن بود: گرفتن مدال در المپیک ظاهر قضیه است و این مربوط به آدم های کوته فکر است که فکر می کنند حتما باید مدال هم کسب شود!

فرض کنیم این حرف اساسا درست باشد اما فکر کرده ایم با این حرف خود چه رنجشی را به خیل بیشماری ورزشکارانی تحمیل می کنیم که شب و روز خود را به تمرین برای کسب مدال برای ایران اسلامی گذرانده اند. (البته ظاهرا ایشان فراموش کرده بودند که خودشان پیشتر برای هر مدال طلا یکصد میلیون تومان هدیه در نظر گرفته بودند)

o        

o        نخبگان دولتی: همکاران و حتی وزیران دولت هم بی نصیب نمانده اند. راستی آیا یک وزیر که در نظام سلسله مراتبی ایران از شان و جایگاه قابل توجهی برخوردار است، در نگاه رییس جمهوری که اگر آب خوزستان درست نشد به جای آب در لوله فرستاده می شود و یا مدیرانی که قرار است گوششان پیچانده شود، ارزش و اعتباری دارد؟ به نظر شما جایگاه و وزانت یک وزیر در یک مملکت در حدی هست که تنها چند روز مانده به پایان دولت به تحقیرآمیزترین وجه از دولت اخراج شود؟ چرا "دیگران" حتی اگر به حد وزارت هم برسند در نزد برخی بی اعتبارند؟ دیگر ماجرای "هلو" بماند.
........
البته این شاید از اعتماد به نفس بالای آقای احمدی نژاد باشد، اما به هرحال نوع برخورد ایشان با "دیگران" و به خصوص "دیگران منتقد" رفتاری از سر احترام و به رسمیت شناختن نیست. در هر جامعه ای شاید برای عوام مردم، به رسمیت شناخته شدن موضوعیت نداشته باشد ولی نخبگان بعضا این نیاز را بر دیگر نیازهای اجتماعی خود ترجیح می دهند.

خبر کامل