در شهر چه خبر؟
دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩
قهوه تلخ - شیرین! ... نظرات() 

؟.......  ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟.......

مهران مدیری وارد فروشگاه میشود با خانمش. حقیقتش اینکه من خانمشو نمیشناسم شاید هم همکارشه. گشتی میزنه و سراغ صندوق میره که CD های قهوه تلخ رو چیدند. از صندوقداره جوان و شاداب میپرسه: چطوره؟ فروش خوبه؟ صندوقدار نگاهی میکنه و لبخندی و میگه: مگه میشه کار شما بد باشه آقای مدیری؟

ظاهر جواب صندوقدار و لحنش طبیعی و راحته و بدون کنایه و طعنه. اما آدم میتونه اینطور برداشت کنه که فعلا بخاطر کارهای قبلی این کارتم تو بورسه اما بستگی داره تا آخر چه میکنی.

آقا مهران همان مضراب اول قهوه تلخ را ادامه میده  که: آقا کپی، قرضی و این جور چیزا  به کسی ندین ها، حتی به همسایه، همکار، دخترخاله، پسرخاله و داداشتون و بقیه!. آ.! .. هر کی خواست بگین برو سرکوچه هر بقالی هم داره! بخر!

؟.......  ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟.......

مهران مدیری رو دوست دارم. حداقل بخاطر اینکه مردم رو میخندونه. هرچند کاراش افت و خیز داره حتی  بعضی جاهاش یه کم بیمزگی هم قاطی کاراش میشه. بهر حال گل هم بی عیب نیست و مشق نانوشته است که تصحیح نمیشه و اشتباه نداره. و حداقل دیگش اینکه چند بارم که بیرون از صحنه دیدمش با همان لبخند بوده و حس غرور و باد درش پیدا نبود. بیشتر کارایی هم که کرد رو خیلیا سعی کردن بسته به موقعیت تفسیر حاشیهای، سیاسی و جناحی کنن ولی برخورداش از نظر من خوب بوده و کمتر بازی کسی رو خورده. شاید بشه گفت بیشتر تو این موارد بازی خودشو کرده!! و یه عده رو از چپ و راست تو خماری گذاشته. دیگه اینکه کمتر مثل بعضیا دیدم و شنیدم که تو صحبتای نیمه عمومی و کوچیکم داغ کرده و تو حاشیه رفته باشه. مثل اون خواننده سنتی که اونونم آوازشو دوست دارم. اما وقتی بی خیال و بی پروا میشنوم که میگه:

"آقا امروز اگه من آروغ هم بزنم یه عده به به و چه چه میکن و کف میزنن!"

البته که من خوشم نمیاد و حداقلش بخاطرش متاسف میشم. نمیدونم تو چه حالی این حرفو باید یه هنرمند بزنه! یه لحظه فکر نکنه که آخه کی ممکنه از آروغ یه حتی هنرمند نامی هم خوشش بیاد. کمترین اثرش شاید این باشه که تا مدتی به آوازاش که گوش میکنم ناخودآگاه دقت میکنم آیا بوی سیر میده یا پیاز داغ! شایدم ترش کرده باشه!  و صداشو قطع کنم!

بگذریم. هنرمندا عزیزن برا هنرشون مثل همه بزرگان و قهرمانان دیگه بخاطر بزرگی و قهرمانیشون. اما تو خط دیگه ای که خارج از هنرشون برن دیگه نباید انتظار داشته باشن همون استقبال هنری ازشون بشه. اگر از محبوبیت و استقبال ازشون بخوان به حالت گرو کشی و توجیه هر کار دیگه شون استفاده کنن خب ایرانی ها  نشون دادن که ماشاءالله نفرات دخیره تو هر زمینه ای فت و فراوون دارن و در فرصت کوتاهی هنرمندا و قهرمانای دیگری توی صحنه میان.  تا بوده همین بوده. بالاخره آدم خودش اگه در هنر به قله ای رسید باید بفکر بالاتر باشه. اگه هم قانع شد حداقل باید بتونه خودشو تو همون سطح نگه داره و حفظ کنه.

؟.......  ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟.......

بهر حال ماجرای مهران مدیری مال تابستونه وقتی تا قسمت سوم قهوه تلخ توزیع شده بود. کاری که شروع کرده کار جدیدیه و درآمدشم که مشخصه. اما بازار تجارت هم قوانین نانوشته خودشو داره و ریزه کاریهایی برا آقا مهران هم شاید اولین تجربه باشه. یکیش اینه که مثلا شاید دیده باشید سردر بعضی سوپرمارکتها و مغازه ها مثلا رو ی مقوا بزرگ مینویسه: قهوه تلخ جدید 2400 یا 1400 !!

یعنی بازار مثه یه جنس باهاش برخورد میکنه. اما برا آقای مدیری فکر کنم تجربه هنری این سریال خانگی مهمتر از کسب درآمدش باشه چرا که پول و درآمد رو که بالاخره داره.

اصرار و تاکید بسیار زیاد مهران مدیری هم روی کپی نکردن یه کار خوب و قابل تقدیره فرهنگیه گرچه منافع مادی هم براش داره. بهر حال آرزوی موفقیت برا ایشون و همه هنرمندای کشور دارم.

الانم که بخاطر دهه اول محرم توزیع قسمت جدید رو متوقف کرده فکرو فرهنگ اجتماعی شو میرسونه. بهر حال مهران مدیری مهران مدیریه نه کمتر و نه بیشتر. مثل هر شخص دیگری.

؟.......  ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟....... ؟.......