در شهر چه خبر؟
جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩
تونس در شمال آفریقا! ... نظرات() 

یکی دو روز است که صبح و بعد اظهر سمینارها و جلسات تخصصی طولانی بوده است. در یکی از کشورهای خارجی  و متخصصین از همه کشورهای دنیا حضور دارند. امشب اسپانسور سمینارها مهمانی  به صرف شام برگزار میکند. اینجور مهمانی ها که معمولا طولانی هم هست میتواند از یک نظر کمی خسته کننده باشد. ولی بسیار سودمند است زیرا فرصتی است که با  افراد و متخصصین کشورهای مختلف خارج از موضوعات رسمی و فنی بطور غیر رسمی درباره بعضی از موضوعات مورد علاقه طرفین صحبت شود و در جریان تجارب یکدیگر قرار گیریم.

میزهای دایره ای 10 نفره چیده شده و مراسم شروع می شود با موزیک light و زنده. توی این مهمانیها سعی ام اینه که پیش همه برم،  با همه صحبت کنم: هرچی بیشتر بهتر، بهم بیشتر خوش میگذره. موقع شام یکی دو تا از میزها را برای مسلمانان چیده اند و خانمها و آقایانی از کشورهای عربی  و آفریقایی نشسته اند. با اینکه میخواهم با چند تا از افراد اروپایی آمریکایی صحبت کنم اما یهو روح ایرانی ام میگه کنار همسایه های خودمان بشینم. بالاخره توی یک منطقه ایم، اکثریتمان مسلمان و علائق مشترک کم نداریم. میروم سر میز عربها.  خانمها و آقایان عرب نشسته اند.

خانم ها بعضی ها بی حجاب بعضی ها هم کم حجاب اند. یعنی آنچه که ما بدحجاب میخوانیم نیست یا به آن شدت نیست. کنارم خانمی متخصص از تونس نشسته. لباس مهمانی خیلی شیکی پوشیده اما خیلی حجاب کامل و خوبی هم داره. حتی یکی از تار موهایش هم بیرون نیست. هنگام شام توی صحبتهایش میگوید من دو تا بچه دارم و در کشور خودم که سرکار میروم نمیتوانم حجاب داشته باشم. الان توی این کشور خارجی خیلی خوشحالم که آزادم حجاب داشته باشم!

من اصلا این را نمیدانستم و حالا جور دیگر و یا احترام خاصی به او نگاه میکنم.