قهوه تلخ - شیرین!

؟....... ؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......

مهران مدیری وارد فروشگاه میشود با خانمش. حقیقتش اینکه من خانمشو نمیشناسم شاید هم همکارشه. گشتی میزنه و سراغ صندوق میره که CD های قهوه تلخ رو چیدند. از صندوقداره جوان و شاداب میپرسه: چطوره؟ فروش خوبه؟ صندوقدار نگاهی میکنه و لبخندی و میگه: مگه میشه کار شما بد باشه آقای مدیری؟

ظاهر جواب صندوقدار و لحنش طبیعی و راحته و بدون کنایه و طعنه. اما آدم میتونه اینطور برداشت کنه که فعلا بخاطر کارهای قبلی این کارتم تو بورسه اما بستگی داره تا آخر چه میکنی.

آقا مهران همان مضراب اول قهوه تلخ را ادامه میده  که: آقا کپی، قرضی و این جور چیزا  به کسی ندین ها، حتی به همسایه، همکار، دخترخاله، پسرخاله و داداشتون و بقیه!. آ.! .. هر کی خواست بگین برو سرکوچه هر بقالی هم داره! بخر!

؟....... ؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟.......؟....

/ 0 نظر / 13 بازدید